Mintage30

شخصیت (!Personality or Character)

پنجشنبه 11 آذر 1395 08:25 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
شخصیت (Personality) در روان شناسی مدرن تعریف های متعددی دارد. شخصیت؛ به الگوهای متمایز و اختصاصی هر فرد در شیوه ی تفکر, رفتار و هیجان اشاره دارد. این الگوی ویژه برای آدمی؛ سبک تعامل او با دیگران, محیط اجتماعی و فیزیکی را تعیین می کند.

بنابراین در روان شناسی شخصیت 2 نکته ی کلیدی وجود دارد:
1. الگوی مشخص فردی
2. تعامل با دیگران و محیط بر اساس شخصیت
 

الگوی یاد شده هم برگرفته از ژنتیک فرد و هم برآمده از یادگیری است. یادگیری تا پایان زندگی همراه اوست و ژنتیک نیز پیش از تولد دست به کار می شود. 

دوگانه ی "ژن - مم" (Genes/Memes)؛ یکی خمیره آدمی را می سازد و دیگری خمیره او را نقش می زند. "مم" ها الگو ها, رفتار, عادات و تفکراتی اند که از یک فرد به فرد یا افراد دیگر منتقل می شوند. حتی درس های یک معلم به دانش آموزان "مم" به حساب می آید. گسترش دانش یا یک آموزه در حقیقت انتقال "مم" را ممکن می سازد.


آن چه بیان شد برای نشان دادن این واقعیت است که آدمی محصور در الگوهای پیش ساخته ای است که حتی پیش از تولد, او را در برگرفته اند.

بسیاری تلاش بر آن داشته اند که آدمی را از این الگوها رهایی بخشند و به او بیاموزند که در لحظه بیاندیشد و الگوی خود را خلق کند. به گفته دیگر "در حوضچه اکنون شناور شود" یا به عبارتی دیگر به "ذهن آگاهی" برسد.

پی نوشت:
در این ویدیو واژه کاراکتر (Character) را به جای (Personality) به کار می گیرد!
[http://www.aparat.com/v/vacHd]



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 11 آذر 1395 11:40 ب.ظ

فرافکنی تمایز (Projection of differentiation)

پنجشنبه 4 آذر 1395 12:11 ق.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور

به نام خداوند جان و خرد 
                                             کزین برتر اندیشه برنگذرد      

عمر رشته روان شناسی مدرن در قیاس با سایر دانش ها مانند فلسفه را می توان به سان کودکی نوپا در برابر پیری خردمند انگاشت. در متون به جای مانده از پیشینیان حکمت و فلسفه چون بوعلی سینا و حتی پیشتر از او در بونان باستان روان شناسی در دل حکمت و فلسفه غنوده بود و حتی رویای زاده شدن نیز در سر نداشت. اما عصر خردورزی مدرن در اروپا قابله ی زاده شدن این کودک جسور شد و آن را از دامن نیاک اش برکشید. پدران روان شناسی در اصل پزشکان, زیست شناسان و انسان شناسان یا به طور کلی دانشمندانی بودند که فلسفه ورزی سنت جاری آنان بود. اما دیری نپایید که ویژگی های مدرنیته خود را بر روان شناسی قالب نمود؛ قالبی از جنس کمیت پردازی و اندازه گیری.
پس به ناچار کودک یاد شده راهی آزمایشگاه های دانشمندان تجربی شد. پس معنای نهفته در دل هر واژه(ترمینولوژی) را به دست تیغ "کمیت" سپردند تا قیاس کنند آن را با مقیاس.

                                    هر کو دور ماند از اصل خویش بازجوید روزگار وصل خویش

این نقد حال روان شناسی مدرن است نه کم و نه بیش! تیغ کمیت کودک نوپا را رمیده خاطر نمود و دوباره سر بازگشت داشت به دنیای معنا. به هر روی, دست نوشته های یک روان شناس؛ شرح حال اندیشه ای نو در بیکرانه ی دانش بشری است!

 

پی نوشت:

به یاری خداوند این دست نوشته با همین عنوان هفته ای یک بار بخشی از آن منتشر خواهد شد!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 آذر 1395 12:34 ق.ظ



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic