mintage30 Social Psychology tag:http://irwv.ir 2020-08-09T07:23:08+01:00 mihanblog.com اعتیاد و پارک رات ها! 2017-02-13T16:42:17+01:00 2017-02-13T16:42:17+01:00 tag:http://irwv.ir/post/26 جهانشا مهدوی پور !Addiction and Rat Park دکتر بروس الکساندر؛ روان شناس دانشگاه سیمون فریزر ونکوور کانادا از سال 1970 میلادی بر روی روان شناسی اعتیاد پژوهش نمود. او در سال 2005 از دانشگاه مزبور بازنشست شد. این پژوهش گر و روان شناس کانادایی برای مطالعه بر روی اعتیاد, آزمایش جالبی را ترتیب داد. نوآوری او برای مطالعه و پژوهش بر روی اعتیاد؛ "پارک رات ها" نام گرفت. پارک رات ها(Rat Park) محیط بسیار فراخ اما محصوری است که موش های بزرگ آزمایشگاهی به آب و غذای مناسب و فراوان دسترسی دارند. !Addiction and Rat Park

دکتر بروس الکساندر؛ روان شناس دانشگاه سیمون فریزر ونکوور کانادا از سال 1970 میلادی بر روی روان شناسی اعتیاد پژوهش نمود. او در سال 2005 از دانشگاه مزبور بازنشست شد. این پژوهش گر و روان شناس کانادایی برای مطالعه بر روی اعتیاد, آزمایش جالبی را ترتیب داد.

 نوآوری او برای مطالعه و پژوهش بر روی اعتیاد؛ "پارک رات ها" نام گرفت. پارک رات ها(Rat Park) محیط بسیار فراخ اما محصوری است که موش های بزرگ آزمایشگاهی به آب و غذای مناسب و فراوان دسترسی دارند. در عین حال وسایلی برای تفریح و بازیگوشی آن ها در آن جا تعبیه می شود. می توان تصور کرد که پارک رات ها؛ هم نیاز های فیزیولوژیک(آب, غذا و جفت گیری) و هم نیاز به روابط اجتماعی(دور هم بودن,بازی و لذّت) را یک جا برآورده می کند؛ بهشت رات ها!

آزمایشِ نوآورانه ی الکساندر برای پژوهش بر روی اعتیاد
او در ابتدای کار یک موش(رات) را در قفسی تنها گذاشت. این موش دو بطری آب در دسترس داشت. در یک بطری کوکایین یا هرویین و در بطری دیگر فقط آب. موش(رات) تنها و دور افتاده ی از گروه به بطری مواد مخدر پناه برد و مرگ به علت مسمومیت دارویی(overdose) با مواد مخدر؛  پایان کار موش تنها و زندانی در قفس شد.

موش های پارک رات ها نیز به دو نوع آب خوراکی دسترسی داشتند؛ بطری های حاوی مواد مخدر و بطری های آب بدون ماده ی مخدر. موش های پارک سراغِ بطری مواد مخدر نرفتند؛ زیرا آن ها از روابط اجتماعی, بازی و دورهمی بهره مند بودند. 

چهارگانه ی سلامت روان و اعتیاد
به دیگر سخن روابط اجتماعی از دیدگاه انسانی کارکرد گسترده و مهمی را بر دوش می گیرد. چهارگانه ی سلامت روان؛ "نیاز به تعلق داشتن, زندگی معنادار, عزت نفس و کنترل" می تواند آزمایش دکتر الکساندر را از دیدگاه روان شناسی اجتماعی تبیین نماید. 

در مقاله ی "واکنش های روان شناختی و عصبی-هورمونی به طرد" نشان دادیم که طرد و مستثنا انگاشته شدن در راه اندازی  "درد" در همان جایگاه آناتومیک و فیزیولوژیک مغزی که درد فیزیکی راه اندازی می شود, نقش دارد. "تعلق داشتن" و "زندگی معنا دار" را بسیاری از پژوهش گران دو روی یک سکه می دانند. تعلق داشتن, دورهم بودن و بهره گیری از شادی و لذت های پذیرفته شده در هنجارهای هر جامعه بسیاری از فروماندگی های روحی را توان بخشی می کند. در همین زمینه دکتر الکساندر نشان داد که موش هایی که از قفس تنهایی به پارک رات ها برده می شوند؛ به تندی بازیابی می شوند و دیگر سراغ بطری های آب همراه با مواد مخدر نمی روند.  

میدان جنگ ویتنام برای سربازان آمریکایی دو پی آمد در برداشت؛ 
1. ترس و هراس همیشگی از کشته شدن و نیز دوری از خانواده

2. سربازان برای رهایی از هراس و اضطراب میدان نبرد به تزریق هرویین روی آوردند. پی آمد جنگ ویتنام برای جامعه ی آمریکا افزایش 20 درصدی معتادان آواره در شهرها بود. به عبارت دیگر ویتنام؛ بهشت هرویین جهان؛ آوردگاهی بود که جان و جسم سربازان را یک جا در هم می کوبید؛ گاهی مرگ جسمانی و گاهی هم اعتیاد! هر چند 95% سربازان بازگشته به دامان خانواده, بهبود می یافتند. این بهبودی نشان داد؛ ارتباط و تعلق داشتن یعنی؛ اعتیاد نه!

نقش "کنترل" در پیش آیند های زندگی واقعی
در مقاله ی " اثر تماشاگر" بر پایه ی چهارگانه ی سلامت روان به نقش "کنترل" در پیش آیند های زندگی واقعی برای تلاش و امید در مسؤولیت های زندگی پرداختیم. از دست دادن احساس کنترل بر زندگی واقعی؛ ترس, اضطراب و هراس سربازان آمریکایی را در روی آوردن به تزریق هرویین تبیین می کند. 

به بیانی دیگر بوروکراسی, قوانین و رویه های خَلقُ السّاعه, احساس کنترل بر زندگی جاری را از فرد می گیرد و اضطراب و نبود اطمینان از آینده را جای گزین آن می کند. زخم های پی در پی بر بدنه ی روانی فرد و خانواده توان رو در رویی و بازیابی را فرو می کاهد و ضربه های بعدی, فرد را به آسانی از پای در می آورد.

پی نوشت:
1. در آغاز این ویدیو درباره ی "هرویین" یا دیامورفین گزارش کوتاهی ارایه می شود. در واقع می توان از مورفین برای تسکین درد در موارد خاص به صورت بالینی و بیمارستانی بهره برد بدون ابتلا به اعتیاد! 

2. همان گونه که در مقاله ی "مسیر های دوپامینی درشیزوفرنی و داروهای آنتی سایکوز" یادآوری شد؛ مسیر مزولیمبیک(پاداش/لذت) کارکرد مهمی در اعتیاد دارد. پژوهش های بنیادی در زمینه ی گیرنده های دوپامینی D2/D4 در سطح ملی راهگشا و راهنما خواهد بود. پژوهش های پرسش نامه ای به تنهایی از پسِ تبیین و روشن سازی لایه های پنهان مانده ی اعتیاد  بر نمی آیند.

3. در مقاله ی بالا بیان نمودیم اعتیاد فقط معطوف به مواد مخدر صنعتی و سنتی نمی شود. در این ویدیو نیز نشان می دهد؛ گستره ی اعتیاد علاوه بر قمار به رفتارهایی دیگر مانند اعتیاد به فضای مجازی و اینترنت نیز تعمیم یافته است.

4. درباره ی آموزه های تربیتی بر پایه ی سبک زندگی ایرانی- اسلامی سخن و مقاله های گوناگون نوشته و گزارش شده است. مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها, سینه به سینه آموزه های هزاره ها و سده ها را به فرزندان خویش رسانده اند. این آموزه ها سبک زندگی همراه با تاب آوری(صبر, توکل و ایمان) را در سرشت و کنش نسل بعد نهادینه می کند. 

5. هدف گذاری و بارگذاری آموزه ها ی تربیتی و آموزشی همراه با بهره گیری از توان نهفته و آشکار "گذرگاه پاداش(مزولیمبیک)" می تواند فرد را در برابر اعتیاد در معنای علمی آن ایمن نماید. در این باره, پیش در آمد کوتاهی با عنوان؛ "بارگذاری پاداش؛ توزیع, پیکر بندی و شکل دهی به رفتار" خواهیم نگاشت. 

[http://www.aparat.com/v/t8o50]

[http://www.aparat.com/v/Iuvhd]

[http://www.aparat.com/v/QnqbK]

منابع و مقاله هایی برای مطالعه ی بیشتر:

1. http://www.brucekalexander.com/curriculum-vitae

2. http://www.brucekalexander.com/


4. "جهانی سازی اعتیاد؛ یک مطالعه بر روی فقر روحی" تالیف دکتر بروس الکساندِر




]]>
عوارض آنتی سایکوزها؛ آکاتیزیا و دیس تونیا 2017-02-12T19:40:03+01:00 2017-02-12T19:40:03+01:00 tag:http://irwv.ir/post/25 جهانشا مهدوی پور Side Effects of Anti-psychotics; Akathisia and Dystonia در مقاله ی پیشین درباره پارکینسونیسم؛ یکی دیگر از عوارض داروهایی که برای درمان شیزوفرنی به کار می رود گزارشی ارایه نمودیم. در این مقاله عوارض نورولوژیک این داروها را از منظری دیگر مورد بررسی قرار می دهیم. اثرات داروهای آنتی سایکوز بر "دستگاه حرکتی" به دو دسته تقسیم می شوند:1. نارسایی های حاد حرکتی؛ آکاتیزیا, دیس تونیا و پارکینسونیسم2. کندی وتاخیر در حرکت و آغاز آن؛ دیس کینزی تاخیری و حرکت غیر ارادی ماهیچه های اطراف دهان(perioral movement Side Effects of Anti-psychotics; Akathisia and Dystonia

در مقاله ی پیشین درباره پارکینسونیسم؛ یکی دیگر از عوارض داروهایی که برای درمان شیزوفرنی به کار می رود گزارشی ارایه نمودیم. در این مقاله عوارض نورولوژیک این داروها را از منظری دیگر مورد بررسی قرار می دهیم. اثرات داروهای آنتی سایکوز بر "دستگاه حرکتی" به دو دسته تقسیم می شوند:

1. نارسایی های حاد حرکتی؛ آکاتیزیا, دیس تونیا و پارکینسونیسم
2. کندی وتاخیر در حرکت و آغاز آن؛ دیس کینزی تاخیری و حرکت غیر ارادی ماهیچه های اطراف دهان(perioral movement)

ویژگی های کلینیکی آکاتیزیا(بی قراری جرکتی)
1. "ناتوانی در آرام و بی حرکت نشستن" و " پافشاری برای حرکت" 
2. پریشانی ذهنی
3. اهمیت سردرگُمی در تشخیص بالینی آکاتیژیا از آژیتاسیون!
گاهی برای بهبود آژیتاسیون دوز درمانی داروهای آنتی سایکوز افزایش می یابد که منجر به بروز بیشتر آکاتیزیا نیز می گردد.
4. جا به جایی وزن از یک پا به پای دیگر, راه رفتن بر یک نقطه, ناتوانی در آرام نگاه داشتن زانوها و احساس بی قراری درونی.

آغاز آکاتیزیا
1. به طور معمول 5 روز پس از آغاز درمان با داروهای آنتی سایکوز آکاتیزیا بُروز می یابد. اما گاهی 2-3 روز پس از درمان نیز آشکار می شود.
2. نشانه های پاتوفیزیولوژیک به منطقه ای بیرون از "جسم سیاه" برای بروز آکاتیزیا اشاره دارند.
3. علاوه بر نسل اول داروهای ضد روان پریشی, کووتیاپین و نیز آریپیپرازول باعث بروز آکاتیزیا می شوند.

مدیریت آکاتیزیا
1. کاهش دوز داروی آنتی سایکوز و تغییر دارویی 
2. تجویز بتا بلوکر؛ ایندرال(در صورت امکان پذیر نبودن گزینه ی اول) 
3. نجویز بنزودیازپین های با قدرت بالا(کلونازپین)

دیس تونیای حاد
انقباض های(اسپاسم یا گرفتگی) متناوب و مداوم عضلات زبان, صورت, گردن و پشت که اغلب 5 روز پس از درمان با آنتی سایکوزها شروع می شوند. البته گاهی دیس تونیا چند ساعت پس از درمان با داروهای یاد شده بروز می یابد. مهار گیرنده های D2 در "جسم سیاه" باعث بروز این عارضه ی جانبی دارویی است. مردان جوان, بالاترین خطر مصرف داروهای ضد روان پریشی قوی (مانند هالوپریدول و فلوفنازین) را تجربه می کنند. تظاهرات بالینی این نارسایی "دستگاه حرکتی" بسیار ترس آور است و به سرعت به درمان با دارو های آنتی پارکینسونیسم پاسخ می دهد.

انواع دیس تونیا
1. بحران حرکت چشم حول محور قدامی-خلفی
2. دیس تونی گردن(تورتی کولی و رتروکولی)
3. بزرگی و برآمدگی زبان
4. دیس تونیای حلق وحنجره

پی نوشت:
در این چند مقاله تلاش شد که به طور جامع به داروهای ضد روان پریشی یا آنتی سایکوز از جنبه های گوناگون با دیدگاهی بالینی پرداخته شود. به هر روی, ادامه ی بررسی داروهای آنتی سایکوز را به مجالی دیگر وا می گذاریم و موضوع اعتیاد را پی خواهیم گرفت.

[http://www.aparat.com/v/a4ESV]






]]>
عوارض آنتی سایکوزها؛ عوارض خارج هرمی(Parkinsonism) 2017-02-11T19:52:39+01:00 2017-02-11T19:52:39+01:00 tag:http://irwv.ir/post/23 جهانشا مهدوی پور  Parkinsonism of Anti-psychotics; Extra-pyramidal Side Effects or Parkinsonism در چند مقاله ی پیشین از عوارض جانبی داروهای آنتی سایکوز که برای درمان شیزوفرنی به کار می روند گزارش هایی ارایه نمودیم. عوارض خارج هرمی که به ویژه در نسل اول داروهای یاد شده بُروز می یابند؛ نشانه هایی از "نارسایی های حرکتی" بیماری پارکینسون را به نمایش می گذارند. همسان بودن پیامد و نشانه های "پارکینسون و عوارض خارج هرمی داروهای آنتی سایکوز" را می توان در یکسان بودن  علت "آناتومیک و فیزیولو  Parkinsonism of Anti-psychotics; Extra-pyramidal Side Effects or Parkinsonism

در چند مقاله ی پیشین از عوارض جانبی داروهای آنتی سایکوز که برای درمان شیزوفرنی به کار می روند گزارش هایی ارایه نمودیم. عوارض خارج هرمی که به ویژه در نسل اول داروهای یاد شده بُروز می یابند؛ نشانه هایی از "نارسایی های حرکتی" بیماری پارکینسون را به نمایش می گذارند. همسان بودن پیامد و نشانه های "پارکینسون و عوارض خارج هرمی داروهای آنتی سایکوز" را می توان در یکسان بودن  علت "آناتومیک و فیزیولوژیک" هر دو در مغز دانست. 

ویژگی های بالینی پارکینسونیسم عبارت اند از:

1. نقاب وارگی چهره(masklike facies)؛ به حدّاقل رسیدن میمیک صورت
2. لرزش در استراحت(resting tremor)
3. کندی و آرامی حرکتی(bradykinesia)
4. سختی چرخ دنده ای(cogwheel rigidity)
5. تُند گامی(shuffling gait)؛ تند شدگی راه رفتن مانند پارکینسون 
6. کُندی روانی-حرکتی(psycho-motor retardation)

پارکینسونیسم؛ عارضه ی جانبی داروهای آنتی سایکوز!

1. نخستین نشانه ی بروز عارضه ی جانبی یاد شده؛ کاهش بیان گری چهره و نبود تعادل در راه رفتن فرد است.  هماهنگی نوسان ها و تقابل دست ها و پاها به حفظ تعادل در پیاده روی کمک شایانی می کند. از دست رفتن تعادل و هماهنگی به هنگام  راه رفتن در پارکینسونیسم و نبود بیان گری در چهره ی بیمار پیش آگهی بروز نارسایی های بعدی است.

2. لرزش در حال استراحت( مانند pill-rolling) نشانه ی دیگری از پارکینسونیسم به حساب می آید. لرزش و ترمور برآمده از داروهای آنتی سایکوز بر خلاف "پارکینسون ایدیوپاتیک" برجسته و چشمگیر نیست.

مکانیسم عوارض خارج هرمی

برای تبیین بُروز نارسایی در "دستگاه حرکتی" به علت مصرف دارو های آنتی سایکوز, می توان به هماهنگی و تعادل دو مسیر یا ناحیه ی مغزی اشاره نمود:

1. عقده های قاعده ای(basal ganglia )
2. جسم سیاه( substantial nigra)

هر چند کنش گری آنتی کولینژریکی عقده های قاعده ای چند برابر کنش گری دوپامینی جسم سیاه گزارش شده, اما برآیند تعادل این دو؛ بیانگر هماهنگی در دستگاه حرکتی آدمی است. 
اگر کارکرد مسیر یا کنش گری دوپامینی در جسم سیاه کاهش یابد این تعادل به هم می خورد:

1. اگر ناحیه ی pars compacta واقع در "جسم سیاه" از بین برود فرد دچار پارکینسون می شود.

2. اگر "گیرنده های D2" در "جسم سیاه" مهار یا بلوکه شوند فرد دچار عوارض خارج هرمی داروهای آنتی سایکوز می شود.

مدیریت پارکینسونیسم برآمده از داروهای آنتی سایکوز

1. کاهش دوز داروی آنتی سایکوز

2. تجویز داروهای آنتی کولینرژیک(مانند تری هگزیل فنیدیل, بنرتروپین و بی پریدین) 

تجویز داروهای آنتی کولینرژیک برای مورد یاد شده؛ انتخاب دوم به حساب می آید. این گزینه برای بیمارانی تجویز می شود که حتی دوز های کمتر از دوز درمانی باعث عوارض خارج هرمی در آنها می گردد. دارو های آنتی کولینرژیک کنش گری گیرنده های موسکارینی را کاهش می دهد. این کاهش به برقراری تعادل دوباره بین گیرنده های دوپامینی و کولینرژیکی کمک می کند.

3. تجویز آمانتادین جهت تعدیل آزادسازی پیش سیناپسی دوپامین

عوارض جانبی داروهای آنتی کولینرژیک

مهار و بلوکه کردن گیرنده های موسکارینی توسط داروهای آنتی کولینرژیک در دو سطح صورت می گیرد:

1. مرکزی؛ مهار گیرنده های موسکارینی در CNS عوارض جانبی زیر را به دنبال دارد:
الف. نارسایی های شناختی
ب. هذیان
پ. تب یا افزایش دمای بدن

2. عوارض جانبی پیرامونی شامل:
الف. خشکی دهان
ب. تیرگی دید و گلوکوما
پ. انسداد روده( در هم رَوی روده ها و ایجاد یبوست)
ت. احتباس ادرار

پی نوشت:
پژوهش ها نشان می دهند اثرات درمانی داروهای آنتی سایکوز زمانی روی می دهد که 60-75 درصد گیرنده ها ی دوپامینی با داروی آنتی سایکوز اِشغال شده باشند. اگر اِشغال گری یاد شده بیش از 78% باشد, عوارض خارج هرمی یا پارکینسونیسم بروز می کند. 

[http://www.aparat.com/v/OavRH]


]]>
نورولپتیک در برابر آتیپیک؛ علایم شناختی 2017-02-11T10:00:44+01:00 2017-02-11T10:00:44+01:00 tag:http://irwv.ir/post/22 جهانشا مهدوی پور Neuroleptic vs. Atypical; Cognitive Symptoms آیا نسل دوم داروهای آنتی سایکوز برای درمان نارسایی های شناختی موثرتر از داروهای نسل اول اند؟پاسخ: پژوهش های گذشته نشان می دادند که نسل دوم داروهای یاد شده, برای بهبود "شناخت"در شیزوفرنی برتری دارند. ولیکن پژوهش های بعدی دو نکته را روشن ساخت:1. برتری نسل دوم یا داروهای آتیپیک برای بهبود نشانه های شناختی در برابر نارسایی ها و عوارضی که ایجاد می کنند, ناچیز و ضعیف است.2. آزمون های مداخله ای برای اثربخشی آنتی سایکوز های بالینی ([CATIE tri Neuroleptic vs. Atypical; Cognitive Symptoms

آیا نسل دوم داروهای آنتی سایکوز برای درمان نارسایی های شناختی موثرتر از داروهای نسل اول اند؟
پاسخ: پژوهش های گذشته نشان می دادند که نسل دوم داروهای یاد شده, برای بهبود "شناخت"در شیزوفرنی برتری دارند. ولیکن پژوهش های بعدی دو نکته را روشن ساخت:

1. برتری نسل دوم یا داروهای آتیپیک برای بهبود نشانه های شناختی در برابر نارسایی ها و عوارضی که ایجاد می کنند, ناچیز و ضعیف است.

2. آزمون های مداخله ای برای اثربخشی آنتی سایکوز های بالینی ([CATIE trials [NIMH), برتری نسل دوم در برابر نسل اول را در جهت درمان نشانه های شناختی نشان ندادند.

هدف های درمانی آنتی سایکوز ها برای درمان شیزوفرنی

1. مدیریت حملات شدید و حادّ

2. جلوگیری از بازگشت(عود) و بهبود کارکرد روانی-اجتماعی
چالش اساسی در این مورد عدم تداوم درمان دارویی است.

انتخاب دارویی برای درمان(ِDrug Choice)

1. پاسخ های پیشین بیمار به درمان

2. درنظر گرفتن عوارض جانبی دارویی در درمان

الف. عوارض خارج هرمی؛ مانند هالوپریدول؛ داروی نسل اولی با EPS شدید
ب. عوارض متابولیکی؛ مانند افرایش وزن؛  کلوزاپین و الانزاپین
پ. هاپیر پرولاکتینمیا؛ نسل اول آنتی سایکوزها؛ اثر بر مسیر توبرواینفوندیبولار
(از نسل دوم می توان از پالیپریدون و ریسپریدون نام برد.)

پی نوشت:
هر دو نسل داروهای آنتی سایکوز, بر روی نشانه های مثبت شیزوفرنی موثرند.
 
[http://www.aparat.com/v/JOMjw]
]]>
نورولپتیک در برابر آتیپیک؛ نسل اول و دوم آنتی سایکوزها(2) 2017-02-10T10:35:52+01:00 2017-02-10T10:35:52+01:00 tag:http://irwv.ir/post/20 جهانشا مهدوی پور (Neuroleptic vs. Atypical; First and Second Generations of Anti-Psychotics(2 همان گونه که در مقاله ی پیشین گزارش شد؛ نسل اول داروهای ضدجنون عوارض جانبی روان شناسی بیش تری نشان می دهند:1. عوارض اکستراپیرامیدال(Extra Pyramidal Side Effects)2. عوارض دیس کینزی تاخیری3.دیس تونیا(dystonia)اما نسل دوم عوارض جانبی متابولیکی بیش تری را دربر دارند. این عوارض متابولیکی شامل؛1. افزایش سطح قند خون(hyperglycemia)2. افزایش وزن3. افزایش سطح چربی های خون(dyslipidemia)آیا نسل دوم داروهای آنتی سایکوز(SGA (Neuroleptic vs. Atypical; First and Second Generations of Anti-Psychotics(2

همان گونه که در مقاله ی پیشین گزارش شد؛ نسل اول داروهای ضدجنون عوارض جانبی روان شناسی بیش تری نشان می دهند:

1. عوارض اکستراپیرامیدال(Extra Pyramidal Side Effects)
2. عوارض دیس کینزی تاخیری
3.دیس تونیا(dystonia)

اما نسل دوم عوارض جانبی متابولیکی بیش تری را دربر دارند. این عوارض متابولیکی شامل؛

1. افزایش سطح قند خون(hyperglycemia)
2. افزایش وزن
3. افزایش سطح چربی های خون(dyslipidemia)

آیا نسل دوم داروهای آنتی سایکوز(SGA) موثرتر از داروهای نسل اول(FGA) اند؟

پژو هش های بالینی نشان نمی دهند که نسل دوم داروهای یاد شده مزیتی بر داروهای نسل اول در درمان علایم منفی و شناختی شیزوفرنی داشته باشند!
در این میان کلوزاپین سودمندی بیشتری در درمان شیزوفرنی مقاوم به درمان داشته است.

پی نوشت:
چکیده ی این دو مقاله با عنوان؛ "نورولپتیک در برابر آتیپیک؛ نسل اول و دوم آنتی سایکوزها" در همین وبگاه برای علاقه مندان تهیه و تنظیم شده است.

[http://www.aparat.com/v/2rem7]
]]>
نورولپتیک در برابر آتیپیک؛ نسل اول و دوم آنتی سایکوزها(چکیده) 2017-02-09T22:05:12+01:00 2017-02-09T22:05:12+01:00 tag:http://irwv.ir/post/19 جهانشا مهدوی پور A Summary of Neuroleptic against Atypicalدر دو مقاله ی پیشین, بر اساس ویژگی های نسل اول و دوم داروهای ضد جنون, مفهوم نورولپسیس و آتیپیک به روشنی گزارش شد. در این جا بر پایه ی ویدیوی آموزشی, چکیده ی آن چه که بیان شد همراه با نکاتی دیگر خواهد آمد.الف. نسل اول داروهای ضد جنون؛ آنتاگونیست های "گیرنده ی دوپامینی D2" این داروها همراه با خطر بالای عوارض خارج هرمی(Extra Pyramidal Side Effects) هستند.ب. نسل دوم داروهای ضد جنون؛ آنتاگونیست های "گیرنده های D2/5HT2A"این داروها همراه ب A Summary of Neuroleptic against Atypical

در دو مقاله ی پیشین, بر اساس ویژگی های نسل اول و دوم داروهای ضد جنون, مفهوم نورولپسیس و آتیپیک به روشنی گزارش شد. در این جا بر پایه ی ویدیوی آموزشی, چکیده ی آن چه که بیان شد همراه با نکاتی دیگر خواهد آمد.

الف. نسل اول داروهای ضد جنون؛ آنتاگونیست های "گیرنده ی دوپامینی D2" 
این داروها همراه با خطر بالای عوارض خارج هرمی(Extra Pyramidal Side Effects) هستند.

ب. نسل دوم داروهای ضد جنون؛ آنتاگونیست های "گیرنده های D2/5HT2A"
این داروها همراه با خطر بالاتر متابولیکی و عوارض پایین تر خارج هرمی اند.

پی نوشت:

تا کنون شواهدی ارایه نشده که داروهای نسل دوم(SGAs)  نسبت به داروهای نسل اول(FGAs) برای درمان "نشانه های منفی و شناختی شیزوفرنی" موثرترند.

[http://www.aparat.com/v/BKIQ6]

 
 

]]>
نورولپتیک در برابر آتیپیک؛ نسل اول و دوم آنتی سایکوزها! 2017-02-09T18:22:40+01:00 2017-02-09T18:22:40+01:00 tag:http://irwv.ir/post/18 جهانشا مهدوی پور Neuroleptic vs. Atypical; First and Second Generations of Anti-psychotics واژه ی نورولپتیک به ویژگی های نسل اول داروهای ضد جنون اشاره دارد. زیرا این داروها(مانند کلرپرومازین و هالوپریدول) باعث تولید نورولپسیس(Neurolepsis) می شوند. نورولپسیس علایم زیر را در بر می گیرد:   1. کُندی عصبی-حرکتی(Slowing Psycho-motor) 2. آزام بخشی هیجانی 3. بی تفاوتی عاطفی   در برابر علایم بالا داروهای نسل دوم عوارض خارج هرمی و دیس کینزی دارویی&nbsp Neuroleptic vs. Atypical; First and Second Generations of Anti-psychotics

واژه ی نورولپتیک به ویژگی های نسل اول داروهای ضد جنون اشاره دارد. زیرا این داروها(مانند کلرپرومازین و هالوپریدول) باعث تولید نورولپسیس(Neurolepsis) می شوند. نورولپسیس علایم زیر را در بر می گیرد:

 

1. کُندی عصبی-حرکتی(Slowing Psycho-motor)

2. آزام بخشی هیجانی

3. بی تفاوتی عاطفی

 

در برابر علایم بالا داروهای نسل دوم عوارض خارج هرمی و دیس کینزی دارویی کمتری بر جای می گذارند؛ کلوزاپین به عنوان نسل دوم یا آتیپیک در دوزهای درمانی چنین ویژگی هایی را نشان می دهد. بنابراین واژه ی آتییپیک معطوف به ویژگی های ذیل می باشد:

 

1. اثربخشی در برابر علایم منفی و شناختی(در اسکیزوفرنی)

2. نبود افزایش در پرولاکتین

3. اثر بخشی در برابر بیماران مقاوم به درمان

 

شایان ذکر است که مفاهیم یاد شده گاهی به چالش کشیده می شوند!

 

چکیده ی فارماکولوژی داروهای ضد جنون چنین است:

 

A. نسل اول؛ نورولپتیک ها(آنتی سایکونیک های متعارف یا تیپیک)

همان گونه که بیان شد؛ داروهای این نسل بر روی گیرنده های D2 اثرات آنتاگونیستی دارند. علاوه بر این, این داروها گیرنده های موسکارینی, آدرنرژیک آلفا یک و هیستامینی(H1) را مهار می کنند.

 داروهای نسل اول(FGA):

1. کلرپرومازین

2. لوکساپین

3. فلوفنازین

4. پرفنازین

5. هالوپریدول

 

B. نسل دوم؛ آتیپیک ها(آنتاگونیست های سروتونین- دوپامین)

البته تمایل آنتاگونیستی داروهای این نسل برای 5HT2A بیش از D2 گزارش شده است.

داروهای نسل دوم(SGA):

1. کلوزاپین

2. ریسپریدون

3. پالیپریدون

4. ایلوپریدون

5. کووتیاپین

6. الانزاپین

7. زیپرازیدون

8. آسناپین

9. لورازیدون

 

C. نسل سوم؛ آگونیست های نسبی دوپامین(آریپیپرازول)

 

پی نوشت:

این مقاله سومین گزارش در مورد داروهای آنتی سایکوز است. مقاله ی پیشین در مورد مسیر های چهارگانه ی دوپامینی در مغز بود. در پی نوشت پیشین اشاره ای نیز به اعتیاد نمودیم. اعتیاد فقط شامل مواد مخدر نمی شود. گستره ی آن به دیگر رفتارهای آدمی نیز تعمیم یافته است. پژوهش های بنیادی در سطح گیرنده ها لایه های پنهان مانده ی آن را بیشتر آشکار خواهد نمود.

 [http://www.aparat.com/v/2oCsH]

]]>
مسیر های دوپامینی در شیزوفرنی و آنتی سایکوزها 2017-02-08T19:07:06+01:00 2017-02-08T19:07:06+01:00 tag:http://irwv.ir/post/16 جهانشا مهدوی پور Dopamine Pathways; Anti-psychotics and Schizophreniaدر مقاله ی پیشین درباره ی "مکانیسم اثر آنتی سایکوزها" از منظر گیرنده های D2 و 5HT در نسل اول و دوم داروهای ضد جنون گزارشی ارایه نمودیم. در مقاله ی پیشِ رو به مسیر های 4 گانه ی دوپامینی خواهیم پرداخت. مسیر دوپامینرژیک را dopaminergic projections نیز می نامند. در این گذرگاه مغزی پیام رسانِ عصبیِ دوپامین ساخته و آزاد می شود. این گذرگاه یا مسیر؛ 4 ناحیه در مغز  را در بر می گیرد: 1.مسیر مزولیمبیک(پاداش Dopamine Pathways; Anti-psychotics and Schizophrenia

در مقاله ی پیشین درباره ی "مکانیسم اثر آنتی سایکوزها" از منظر گیرنده های D2 و 5HT در نسل اول و دوم داروهای ضد جنون گزارشی ارایه نمودیم

در مقاله ی پیشِ رو به مسیر های 4 گانه ی دوپامینی خواهیم پرداخت. مسیر دوپامینرژیک را dopaminergic projections نیز می نامند. در این گذرگاه مغزی پیام رسانِ عصبیِ دوپامین ساخته و آزاد می شود. این گذرگاه یا مسیر؛ 4 ناحیه در مغز  را در بر می گیرد:

 

1.مسیر مزولیمبیک(پاداش)؛ علایم مثبت شیزفرنی(mesolimbic pathway or reward pathway)

آناتومی؛ VTA(ناحیه تگمنتوم شکمی) را به هسته ی اَکومبَنس متصل می کند.

فیزیولوژی؛ مسؤول انگیزش, هیجان و پاداش(و نیز علایم مثبت شیزفرنی)

پیامد؛ آنتاگونیست های D2 علایم مثبت شیزوفرنی را کاهش می دهند.

 

2.مسیر مزوکورتیکال؛ علایم منفی شیزوفرنی(mesocortical pathway) 

آناتومی؛ ناحیه تگمنتوم شکمی(VTA) به قشر پیش پیشانی(PFC)

فیزیولوژی؛ عملیات اجرایی و شناختی(executive and cognitive functions), هیجان و عواطف

پیامد؛ کم کنشی این مسیر باعث بروز علایم منفی در شیزوفرنی می گردد.

 

3.مسیر نیگرواستریاتال؛ عوارض خارج هرمی(nigrostriatal pathway)

آناتومی؛ جسم سیاه(NSP) به هسته ی کودت و پوتامن(caudate nucleus and putamen)

فیزیولوژی؛ تحرکات هدفمند

پیامد؛ آنتاگونیست های D2 مانند هالوپریدول باعث علایم خارج هرمی(pseudoparkinsonism) و دیس کینزی دارویی(TD) می گردند.

 

4.توبِرو اینفوندیبولار(tuberoinfundibular )؛ هایپر پرولاکتینمیا

آناتومی؛ هیپوتالاموس به ناحیه ی اینفوندیبولار

فیزیولوژی؛ دوپامین با قدرت از ترشح پرولاکتین جلوگیری می کند.

پیامد؛ آنتاگونیست های D2 سطح پرولاکتین را افزایش می دهند.

 

پی نوشت:

مسیر های دوپامینرژیکی نقش کلیدی در چگونگی بازنمایی هیجان ها, تکانش گری و  ادراک از لذت/پاداش دارند. در این باره بیشتر بررسی و گزارش خواهیم نمود. مسیر یاد شده در اعتیاد نقش مهمی بازی می کند. بنابراین پژوهش بر روی گیرنده های D2/D4 در سطح ملّی و ناهمگنی احتمالی در توزیع و پراکنش آن ها می تواند راهنما و راهگشای این امر خطیر باشد.

[http://www.aparat.com/v/JVYKA]

]]>
مکانیسم اثر داروهای آنتی سایکوز 2017-02-07T17:50:02+01:00 2017-02-07T17:50:02+01:00 tag:http://irwv.ir/post/15 جهانشا مهدوی پور !Anti-psychotic Mechanism of Action دکتر Flavio Guzman رزیدنت روان پزشکی بیمارستان دکتر کارلوس پری یِرا در مِندوزا آرژانتین آموزش های جالب توجهی در مورد مکانیسم اثر داروهای روان گردان ارایه می نماید. در این فصل به مکانیسم اثر داروهای نسل اوّل و دوّم ضد جنون در سطح گیرنده های دوپامینی و 5 هیدروکسی تریپتامین(5HT) می پردازد. مکانیسم اثر ضد سایکوز ها را ناظر بر فرضیه ی دوپامینی جنون با توجه به اثر داروهای یاد شده در 2 سطح, بررسی می کند: 1.آنتاگونیست D2 2.آگونیست نسبی D2 سپس !Anti-psychotic Mechanism of Action

دکتر Flavio Guzman رزیدنت روان پزشکی بیمارستان دکتر کارلوس پری یِرا در مِندوزا آرژانتین آموزش های جالب توجهی در مورد مکانیسم اثر داروهای روان گردان ارایه می نماید. در این فصل به مکانیسم اثر داروهای نسل اوّل و دوّم ضد جنون در سطح گیرنده های دوپامینی و 5 هیدروکسی تریپتامین(5HT) می پردازد. مکانیسم اثر ضد سایکوز ها را ناظر بر فرضیه ی دوپامینی جنون با توجه به اثر داروهای یاد شده در 2 سطح, بررسی می کند:

1.آنتاگونیست D2

2.آگونیست نسبی D2

سپس در مورد بیش کُنِشی(Over-activity) در مسیر مزولیمبیکیِ دوپامین بحث می کند...

[http://www.aparat.com/v/5en2p]

پی نوشت:

در صورت تمابل ادامه ی ویدیو را ببینید و نظرات خود را برای ما بنویسید!

 

]]>
تفکر انتقادی(خردورزی روشمند) 2017-01-30T14:08:32+01:00 2017-01-30T14:08:32+01:00 tag:http://irwv.ir/post/14 جهانشا مهدوی پور !Critical Thinking زندگی گذرگاه فراخی نیست! خط سیر آن از آغاز تا پایان؛ مسیر گزینه هاست!  گزینه ها و گزیده ها؛ نقشه ی زندگی را نقش می زنند!  1. گُزینه؛ دوراهی(دو گانه ها و چند گانه ها) 2. گُزیده؛ با شناخت آغاز می شود و با داوری و قضاوت پایان می گیرد. گویی از دو گانه ی گُزینه/گُزیده راه رهایی وجود ندارد؛ همراهی همزاد!    بهبود تفکر انتقادی! سامانتا آگوس(Samantha Agoos) پنچ توصیه را برای بهبود تفکر انتقادی ارایه می دهد. تفکر انتقادی روشی است برای ان !Critical Thinking

زندگی گذرگاه فراخی نیست! خط سیر آن از آغاز تا پایان؛ مسیر گزینه هاست

گزینه ها و گزیده ها؛ نقشه ی زندگی را نقش می زنند

1. گُزینه؛ دوراهی(دو گانه ها و چند گانه ها)

2. گُزیده؛ با شناخت آغاز می شود و با داوری و قضاوت پایان می گیرد.

گویی از دو گانه ی گُزینه/گُزیده راه رهایی وجود ندارد؛ همراهی همزاد

 

بهبود تفکر انتقادی!

سامانتا آگوس(Samantha Agoos) پنچ توصیه را برای بهبود تفکر انتقادی ارایه می دهد. تفکر انتقادی روشی است برای اندیشیدن بر پایه ی خِرَد حساب گراندیشه ورزی رَوِشمند؛ همان گونه که یک دانشمند از مشاهده و فرضیه به نظریه علمی دست می یاید

پنج توصیه یاد شده عبارت اند از:

1. پروراندن پرسش(Formulate your question)

برای گزینش از بین دو گزینه بررسی مواردی(items) اولویت دارند که بهتر بتوانند نیاز شما را برآورده کنند. دست یابی به پرسش درست جهت گیری دقیق به سوی خواسته و انتظار شما را نشان می دهد. کلید جادویی در پرسش شما نهفته است!

2. جمع آوری داده ها و اطلاعات(Gather the information)

یک پژوهش گر برای گردآوری اطلاعات به مقاله ها ی معتبر رجوع می کند. متخصصین هر رشته نیز منابع ارزشمند دسترسی به داده ها ی به روز شده می باشند.

3. به کارگیری داده ها و اطلاعات(َApply the information)

اطلاعات گردآوری شده در راستای پرسش آغازین تعبیر و تفسیر می شوند. بهره گیری از داده ها راز کلید جادویی پرسش گری را نشان می دهد. شکل دهی به داده ها و برداشت از مفاهیم درونی آنها نشان دهنده ی فراشناخت(شناخت از کارکرد سازه های ذهنی) پرورش یافته در شماست!

4. سنجش پیامد ها(Consider the implications)

گاهی برگزیدن یک گزینه خیلی دلچسب به نظر می آید اما در میدان عمل نتایج ناگواری دارد. خوردن یک بستنی در روز می تواند کلسیم بدن را تامین کند اما در پایان یک ماه 3 کیلوگرم اضافه وزن به همراه دارد.

5. رصد کردن چشم انداز از دیدگاهی دیگر(Explore other points of view)

نشستن بر دیده ی دیگری یا اندیشیدن از منظری دیگر, شما را از یک جانبه نگری دور می کند. رعایت دیگری و دیگران کارکرد اجتماعی و فرهنگی نیز دارد.

پی نوشت:

گزینه ها, بچه ها را هم رها نمی کنند؛ سیب یا توپ؟ و شگفت آن که بچّه ی آدمیزاد  توپ را بر می دارد و به جای سیب به توپ گاز می زند! باور کنیم, خلاقیت در بچه ها بیش از بزرگسالان به چشم می آید! و نظام آموزش رسمی به هر کجا پای بگذارد, پای تست زنی و گزینه هم به آن جا باز می شود. و دور باطلی که پایان ندارد! برگزیدگان تست زنی؛ قهرمانان خلاقیّت و نوآوری

[http://www.aparat.com/v/1hRfw]

 

]]>
شیزوفرنی چیست؟ 2017-01-23T11:47:08+01:00 2017-01-23T11:47:08+01:00 tag:http://irwv.ir/post/12 جهانشا مهدوی پور ?What is Schizophreniaراهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM-5), "طیف اسکیزوفرنی و اختلالات روان پریشی دیگر" را در پنج زمینه مشخص می کند:1. هذیان ها(delusions)2. توهمات(hallucinations)3. تفکر و گفتار آشفته4. رفتار حرکتی نابهنجار(catatonic behavior)5. نشانه های منفی راهنمای تشخیصی یاد شده در مورد انواع فرعی, ویژگی های تشخیصی, شکل گیری و روند, پیش آگهی ها و شیوع طیف اسکیزوفرنی, اختلال اسکیزوتاپیال(شخصیت) و موارد دیگر, به تفضیل بحث می نماید.در کلاس های درس گاهی زمینه ?What is Schizophrenia

راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM-5), "طیف اسکیزوفرنی و اختلالات روان پریشی دیگر" را در پنج زمینه مشخص می کند:

1. هذیان ها(delusions)
2. توهمات(hallucinations)
3. تفکر و گفتار آشفته
4. رفتار حرکتی نابهنجار(catatonic behavior)
5. نشانه های منفی

 راهنمای تشخیصی یاد شده در مورد انواع فرعی, ویژگی های تشخیصی, شکل گیری و روند, پیش آگهی ها و شیوع طیف اسکیزوفرنی, اختلال اسکیزوتاپیال(شخصیت) و موارد دیگر, به تفضیل بحث می نماید.

در کلاس های درس گاهی زمینه های تشخیصی اسکیزوفرنی به دو دسته تقسیم می شوند:

1. نشانه های مثبت(هذیان و توهم)
2. نشانه های منفی

در این ویدیوی آموزشی تقسیم بندی زمینه ها ی شیزوفرنی به گونه ی دیگری است:

1. نشانه های مثبت(هذیان و توهم)
2. نشانه های منفی
3. نشانه های سازمان نیافته(طبقه بندی نشده یا فاقد سازمان)
(بنابراین دسته ی سوم می تواند دربرگیرنده ی تفکر(گفتار) آشفته و رفتار حرکتی نابهنجار باشد.)

 نشانه های مثبت در تفسیر فرد از واقعیت (different interpretation of reality) تفاوت های چشمگیری به وجود می آورد. در توهم شنیداری فرد صدایی را می شنود که وجود خارجی ندارد. این اختلال می تواند با توهم در دیدن و بویایی نیز همراه شود. حتی امکان دارد هذیان های ربایش فکر، کنترل و مورد جاسوسی قرار گرفتن نیز خودنمایی کنند. 

نشانه های منفی شاملِ نبودِ احساس لذت و شادی, کاهش بروز هیجان و گفتار  و به ویژه از دست رفتن تماس چشمی در برخورد های اجتماعی می باشد. کار به جایی می رسد که فرد به بهداشت خود نیز بی توجه می شود.

نشانه های سازمان نیافته در رفتار های عجیب و غریب و واکنش های نامناسب در موقعیت های اجتماعی نمود می یابد. حتی امکان دارد فردِ دچارِ اختلال در واکنش به یک موقعیت عاطفی غمناک, ناخودآگاه بخندد!

چکیده ی این 3 نشانه چنین است:

1. نشانه های مثبت؛ دگرگونی تفسیر از واقعیت(هذیان و توهم) 
2. نشانه های منفی؛ در هم ریختگی رفتار های روزمره مانند بی توجهی به بهداشت فردی 
3. نشانه های سازمان نیافته؛ آشفتگی ارتباطات و کارکرد اجتماعی فرد (نبودِ تماس چشمی)

در انتهای ویدیو به اسکیزوفرنی فُرم (schizophreniform disorder؛ شیزوفرنی ای که بین 1 تا 6 ماه طول می کشد!) و شیزوفرنی اَفِکتیو( schizoaffective disorder؛ در هم تنیده ای از نشانه های مثبت و منفی, سازمان نیافته و همچنین افسردگی یا مانیا و یا هر دو!) اشاره ی گذرایی دارد.

پی نوشت:
این ویدیو صرفا کاربرد آموزشی دارد. برای تشخیص و درمان مراجعه به متخصص الزامی است.

[http://www.aparat.com/v/y5c9v]
منبع
http://www.dsm5.org/psychiatrists/practice/dsm

http://www.agahbookshop.com/popup.aspx?src=images/Product/large/23957.jpg
 

]]>
The importance of metacognition in the projection of differentiation theory 2017-01-14T12:04:34+01:00 2017-01-14T12:04:34+01:00 tag:http://irwv.ir/post/11 جهانشا مهدوی پور َاهَمیَّتِ فَراشِناخت در«نَظَریّه یِ فَرافِکنیِ تَمایُز» به طور ساده, شناختن شناخت را فراشناخت می گویند. روانشناسی مدرن شناخت را برآمده ی از 3 مؤلفه می داند: توجه, ادراک و حافظه. بنابراین شناخت به پردازش داده ها در سازه های ذهنی اشاره می کند و فراشناخت؛ تلاشی است برای آگاهی از نظامی که در آن شناخت صورت می گیرد.  در شناخت, جهت بُردار دریافت آگاهی از داده های پیرامونی(شیء یا اُبژه) است, امّا بازبینی چگونگی کارکرد ذهن در پردازش داده های دریافتی یاد شده ر َاهَمیَّتِ فَراشِناخت در«نَظَریّه یِ فَرافِکنیِ تَمایُز»

به طور ساده, شناختن شناخت را فراشناخت می گویند. روانشناسی مدرن شناخت را برآمده ی از 3 مؤلفه می داندتوجه, ادراک و حافظهبنابراین شناخت به پردازش داده ها در سازه های ذهنی اشاره می کند و فراشناخت؛ تلاشی است برای آگاهی از نظامی که در آن شناخت صورت می گیرد

در شناخت, جهت بُردار دریافت آگاهی از داده های پیرامونی(شیء یا اُبژه) است, امّا بازبینی چگونگی کارکرد ذهن در پردازش داده های دریافتی یاد شده را فراشناخت می گویند.

شناخت؛ دریافت, پردازش, نگهداری و انتقال داده ها و فراشناخت؛ رصد و نظارت بر آنها!

 "فلسفه ی مضاف" و نیز "معرفت شناسی" واژگان فنی(terminology) فلسفی اند که  به شناختنِ شناخت اشاره دارند, که آن را به مجال و حوصله ی دیگری وامی گذاریم.

نقش فرافکنی یا بازنمایی برای شناخت 

بازنمایی داده ها و داشته های ذهن بر یک پرده, مانند آن چه در هنر(نگارگری, سینما و ...) رخ می دهد؛ کنشی است برای شناخت! به سخن دیگر؛ هنر به مثابه بازنمایی و فرافکنی ذهن بر پیرامون(بوم نقاشی, پرده سینما یا هر ابژه ی دیگر) همزمان هم شناخت و هم فراشناخت را در بر می گیرد. و بی هیچ پرده پوشی می توان گفت: هنر؛ رصدگری ذهن(سوبژه) است بر پیرامون(ابژه)! 

در فراشناخت, رصد شناخت و نظارت بر پردازش گری ذهن در همان ذهن انجام می شود, اما با بازنمایی داده ها بر پیرامون(مثالِ هنر), فرآورده های ذهنی نقشی نو می آفرینند.

 "نظریه ی فرافکنی تمایز"؛ آدمی تمایز تحمیل شده را بر پیرامون بازنمایی می کند

 تمایز؛ مهم ترین و بیش ترین موضوعی که آدمی رادرگیر نموده است . تمایز در همه ی ابعاد زندگی بشری خود را به رخ می کشد. پیش از تولد, تمایز(differentiation) یاخته ها و سلول ها را به سوی تخصصی شدن(کارویژگی) پیش می برد و در این راه بافت ها و اندام ها در قالب یک موجود زنده شکل می گیرند. در این میان, "دگربودگی" از "مادر و پیرامون" بر جنین(رویان)روز به روز بیشتر تحمیل می شود و تولد؛ امتداد فرایند "دیگربودگی" در حوزه های شناختی, رفتاری و عاطفی!

تمایز و دیگربودگی تحمیل شده را, آدمی بر خود و پیرامون بازنمایی می کند. زبان نقش مهمی در  بازنمایی و فرافکنی تمایز دارد. زبان؛ اشیاء را نام می نهد و طبقه بندی می کند. کنش زبان در تمایز و طبقه بندی؛ دانش, فن آوری و تمدن را پیشِ روی آدمی می نهد

زبان از دید روان شناسی مدرن ابزاری برای بیان(ویگوتسکیو تفکر(پیاژه) به حساب می آید. اما از دیدگاه فراشناختی, زبان و نوشتار همان نقشی را دارند که پرده در هنر(نگارگری, سینما و ...).

زبان و نوشتار, هم تمایز را فرافکنی می نمایند و هم فراشناخت را به ارمغان می آورند

پی نوشت:

ابزار و روش شناخت را آفریدگار در انسان این گونه نهادینه کرده است

 حضرت داوود(ع) از پروردگار بپرسید: آفرینش از بهر چه بود؟ 

خداوند فرمود: گنجی پنهان بودم, دوست داشتم تا شناخته شوم! پس آفریدم خَلق را تا مرا بشناسند!

در ذات شناخت از دیدگاه انسان تمایز و تفاوت گذاری نهادینه شده است. گویی این "تمایز و فرافکنی آن بر خود و پیرامون" روش خداوند است تا خلق او را بشناسند. آیا راهی دیگر برای انسان(به طور عام) وجود دارد تا از خود به خدا برسد الّا با شناخت

مین تاژ30؛ چکیده ی مقاله ی بالا می باشد!

[http://www.aparat.com/v/PFvr2]

 

]]>
نظریه فرافکنی تمایز 2 2017-01-05T00:48:57+01:00 2017-01-05T00:48:57+01:00 tag:http://irwv.ir/post/10 جهانشا مهدوی پور Projection of Differentiation Theoryنظریه فرافکنی تمایز؛ آدمی تمایزرا بر" خود" و "دیگران" فرافکنی می کند. کسب هویت (کسب هویت چهار گانه ی مشهور در نوجوانی) نمونه ای از فرافکنی تمایز بر خود و تخصصی شدن هر چه بیشتر در حوزه دانش و فن آوری نمونه ی فرافکنی تمایز بر "دیگران" یا "پیرامون" به حساب می آید. به دیگر سخن, آدمی هر چه بر او می رود را بر "خود" و "پیرامون" فرافکنی می کند.[http://www.aparat.com/v/fPU9F] Projection of Differentiation Theory
نظریه فرافکنی تمایز؛ آدمی تمایزرا بر" خود" و "دیگران" فرافکنی می کند. کسب هویت (کسب هویت چهار گانه ی مشهور در نوجوانی) نمونه ای از فرافکنی تمایز بر خود و تخصصی شدن هر چه بیشتر در حوزه دانش و فن آوری نمونه ی فرافکنی تمایز بر "دیگران" یا "پیرامون" به حساب می آید. به دیگر سخن, آدمی هر چه بر او می رود را بر "خود" و "پیرامون" فرافکنی می کند.
[http://www.aparat.com/v/fPU9F]
]]>
کافکا اِسک و بوروکراسی 2016-12-27T13:49:04+01:00 2016-12-27T13:49:04+01:00 tag:http://irwv.ir/post/9 جهانشا مهدوی پور Kafkaesque power and bureaucracy استعاره ی "کافکا اِسک" ذهن نظریه پردازان "سازمانی" را دهه ها به خود جذب کرده بود. رویکرد  نقد و استعاره ای از(واژه ی)  "کافکا اِسک", جنب و جوشی را برای فهم  درباره ی " سازماندهی" به راه انداخته بود, اما با "آنالیز تجربی سیستماتیک" تکمیل نشده بود. اخیرا گامی در این جهت و با یک مطالعه ی استقرایی برداشته شده است. این مطالعه برای این بود که دریابد؛ مردم چگونه با بوروکراسی "کافکا اِسک" تعامل  و آن را تجرب Kafkaesque power and bureaucracy 

استعاره ی "کافکا اِسک" ذهن نظریه پردازان "سازمانی" را دهه ها به خود جذب کرده بود. رویکرد  نقد و استعاره ای از(واژه ی)  "کافکا اِسک", جنب و جوشی را برای فهم  درباره ی " سازماندهی" به راه انداخته بود, اما با "آنالیز تجربی سیستماتیک" تکمیل نشده بود. اخیرا گامی در این جهت و با یک مطالعه ی استقرایی برداشته شده است. این مطالعه برای این بود که دریابد؛ مردم چگونه با بوروکراسی "کافکا اِسک" تعامل  و آن را تجربه می کنند. برای این منظور, شهروندان و ارباب رجوعی(مشتریانی) که "اثر سازمان کافکا اِسک" را در روند برساخت آن(process and practice) تجربه کرده اند مورد پژوهش قرارگرفتند. داده های به دست آمده پرده از 3 تأثیر مهم بوروکراسی کافکایی برداشتند:

1. ناکنش وری (غیر فعال بودن)
2. درماندگی
3. بی معنایی

فرانس کافکا(1883-1924) و ماکس وبر(1864-1920), هر دو معاصر بودند. هر دو به گونه ای به مدرنیته ی صنعتی روزگار خویش جذب شدند و هر کدام به شیوه ی خود درک عمیقی از بوروکراسی داشتند. کافکا و وبر در میان مهم ترین نویسندگان قرن 20ام بودند که درباره ی "سازمان" و "بوروکراسی"  پژوهش و نگارش نمودند. به رغم این شباهت ها, رویکردشان اغلب متفاوت است. بیشترین شباهت این دو در موفقیت آکادمیک, نویسندگی پرکار و نیز پشرو بودن در جامعه شناسی است و البته هر دو از نوروز(neurosis) رنج می بردند. در حالی که یکی نویسنده ی رمان وداستان کوتاه بود و هرگز روی موفقیت را در زندگی خود ندید و البته افسرده و رنجور نیز بود. گرچه هر دو درباره ی بوروکراسی نگران بودند, اما رویکردشان در این مقوله کاملا با یکدیگر متفاوت بود. وبر از اجتناب ناپذیری برتری تکنیکی بوروکراسی سخن می راند و "قفسه ی آهنینی"  که بوروکراسی تولید می کند را نیز همزاد و همراه آن می دانست. در برابر وبر, داستان طعنه آمیز کافکا  درون "قفس آهنین بوروکراسی" را توصیف می کرد. کافکا زیستن  درون قفس آهنین یاد شده را تیره, تار و بیهوده می دانست. وبر از عقلانیت بوروکراسی و کافکا از دهلیز های تاریک آن سخن می گفت.
 بر اساس رویکرد انتقادی کافکا به بوروکراسی, صفت "کافکا اِسک" برای توصیف وضعیتی به کار می رود که شهروندان و ارباب رجوع (مشتریان) احساس می کنند در یک دور باطل(معیوب) که به وسیله قوانین بوروکراسی به وجود آمده است به دام افتاده اند و راهی برای خلاصی از آن نمی یابند.

پی نوشت:
نوح تاولین در این ویدیو می خواهد مفهوم "کافکا اِسک" و قدرت آن در بوروکراسی را نشان دهد. برای این هدف او در آغاز کار به داستان محاکمه ی(The Trial) کافکا می پردازد. در این داستان فردی بی گناه در جایی نامعلوم و به دلیلی نامعلوم بازداشت می شود. قهرمان داستان (Protagonist) آن کا (K) نام دارد. درونمایه ی داستان همان ابهام و تاریکی یاد شده در بالاست.
سپس پیچیدگی و دور باطل بوروکراسی را به تصویر می کشد. قهرمان های داستان های کافکا افرادی اند که در زندگی خود غیر منطقی بودن بوروکراسی را در رویارویی با موانع آن به خوبی درک کرده اند. داستان پوسیدون(Poseidon) داستان فردی است که در خود(Ego) فروافتاده است و به تعبیر یونگ نمایانگر فردی است که هویت اش برآمده از نقاب اش(Persona) می باشد. 

رمان کوتاه (The Metamorphosis) یا مسخ کافکا داستان فروشنده ی جوانی است که صبح که از خواب بیدار می شود تبدیل به حشره ای نفرت انگیز شده است. سپس هنرمند گرسنه (A Hunger Artist) پای به میدان می گذارد که در پایان شگفتی خواننده را بر می انگیزد. زیرا قهرمان داستان فقط به این دلیل غذا نمی خورده که غذایی را که دوست داشته به دست نمی آورده است! بوروکراسی برآمده از نظام های قانونی نه تنها ناکارآمد و درمانده اند بلکه درماندگی را بر انسان امروزی تحمیل می کند. هویت فرد اگر برآمده ی از نقاب(Persona) وی باشد سقوط حتمی است! 


[http://www.aparat.com/v/mW58G]

مین تاژ30 دور معیوب بوروکراسی را به تصویر می کشد!

[http://www.aparat.com/v/9Clmq]

منابعی برای مطالعه بیشتر:
http://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/2158379X.2016.1191161




]]>
اثر تماشاگر(Bystander Effect) 2016-12-21T19:04:09+01:00 2016-12-21T19:04:09+01:00 tag:http://irwv.ir/post/8 جهانشا مهدوی پور سندرم جینوویزی(Genovese syndrome) یا اثر تماشاگر سال 1964 میلادی,  شب 13 مارس در محله ی کویینز (Queens) نیویورک, به کیتی جینوویزی ( Catherine Genovese) در برابر دیدگان 38 همسایه اش تجاوز شد و به قتل رسید. کسی به داد او نرسید تا کار از کار گذشت!اثر تماشاگر از دیدگاه روان شناسی اجتماعی به پدیده ای گفته می شود که احتمال کمک فیزیکی افراد حاضر در صحنه جرم  کاهش می یابد. افراد حاضر در صحنه, نقش تماشاگران منفعل را بازی می کنند. پژوهش ها نشان م سندرم جینوویزی(Genovese syndrome) یا اثر تماشاگر

 سال 1964 میلادی,  شب 13 مارس در محله ی کویینز (Queens) نیویورک, به کیتی جینوویزی ( Catherine Genovese) در برابر دیدگان 38 همسایه اش تجاوز شد و به قتل رسید. کسی به داد او نرسید تا کار از کار گذشت!

اثر تماشاگر از دیدگاه روان شناسی اجتماعی به پدیده ای گفته می شود که احتمال کمک فیزیکی افراد حاضر در صحنه جرم  کاهش می یابد. افراد حاضر در صحنه, نقش تماشاگران منفعل را بازی می کنند. پژوهش ها نشان می دهند با افزایش تعداد افراد حاضر در صحنه احتمال کمک و یاریگری کاهش می یابد! زیرا  افراد حاضر در صحنه می پندارند که سهم مسؤولیت اجتماعی شان  برای کمک به فرد قربانی کمتر می شود. به دیگر سخن, هر فرد حاضر در صحنه جرم چشم به دیگری دارد تا کاری کند اما  هیچ کس برای کمک رسانی به قربانی پای پیش نمی گذارد. و در پایان وجدان جمعی این گونه آرام می گیرد: کسی کاری نکرد! من هم یکی از آن ها! 

این پدیده هسته مرکزی دیگری نیز دارد. فرد ناظر در صحنه می پندارد که تلاش او در هر حال ثمری ندارد. و این بی تفاوت انگاری برای کمک رسانی به دیگران می تواند با درماندگی آموخته شده نیز در ارتباط باشد. با توجه به چهارگانه سلامت روان؛ زندگی معنا دار, تعلق داشتن, عزت نفس و کنترل  می توان گفت: هر چه فرد حس کنترل پیش آیند ها ی زندگی واقعی را از دست دهد در مسؤولیت های اجتماعی به تماشاگری روی می آورد و از تلاش و امید دست می کشد.


در سال 2009, دومینیک برونر (Dominik Brunner) در ایستگاه قطاری در آلمان تلاش نمود که بچه ای را از دست 2 جوان 18 ساله ی خلافکار نجات دهد. او به دست آن 2 جوان کشته شد اما کسی برای کمک به او کاری نکرد به جز تماشاگری!

پس از قتل فجیع کیتی در سال 1964 دو پژوهشگر به نام های "بیب لاتان" و "جان دارلی" (Bibb Latane´ and John Darley) در سال 1968 آزمایش جالبی را در دانشگاه کلمبیا ترتیب دادند.

آنها شرکت کننده را در اتاقی پر از کاغذ تنها می گذاشتند و سپس اتاق با دود بی ضرری پر می شد. نتایج نشان داد که فردی که تنها بود زودتر ورود دود به اتاق را گزارش می نمود و شرکت کنندگانی که به صورت گروهی در اتاق بودند ورود دود به اتاق را دیرتر به  پژوهشگر گزارش می کردند. 

پژوهش های اخیر در مورد "اثر تماشاگر" و "قلدری سایبری" نمایانگر نیمه تاریک شبکه های اجتماعی می باشد.

پی نوشت:

شاید بتوان به قتل سفیر روسیه در ترکیه به عنوان نمونه ای دیگر از پدیده ی یاد شده اشاره کرد!



[http://www.aparat.com/v/0Uius]



]]>