Mintage30

اعتیاد و پارک رات ها!

دوشنبه 25 بهمن 1395 08:12 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
!Addiction and Rat Park

دکتر بروس الکساندر؛ روان شناس دانشگاه سیمون فریزر ونکوور کانادا از سال 1970 میلادی بر روی روان شناسی اعتیاد پژوهش نمود. او در سال 2005 از دانشگاه مزبور بازنشست شد. این پژوهش گر و روان شناس کانادایی برای مطالعه بر روی اعتیاد, آزمایش جالبی را ترتیب داد.

 نوآوری او برای مطالعه و پژوهش بر روی اعتیاد؛ "پارک رات ها" نام گرفت. پارک رات ها(Rat Park) محیط بسیار فراخ اما محصوری است که موش های بزرگ آزمایشگاهی به آب و غذای مناسب و فراوان دسترسی دارند. در عین حال وسایلی برای تفریح و بازیگوشی آن ها در آن جا تعبیه می شود. می توان تصور کرد که پارک رات ها؛ هم نیاز های فیزیولوژیک(آب, غذا و جفت گیری) و هم نیاز به روابط اجتماعی(دور هم بودن,بازی و لذّت) را یک جا برآورده می کند؛ بهشت رات ها!

آزمایشِ نوآورانه ی الکساندر برای پژوهش بر روی اعتیاد
او در ابتدای کار یک موش(رات) را در قفسی تنها گذاشت. این موش دو بطری آب در دسترس داشت. در یک بطری کوکایین یا هرویین و در بطری دیگر فقط آب. موش(رات) تنها و دور افتاده ی از گروه به بطری مواد مخدر پناه برد و مرگ به علت مسمومیت دارویی(overdose) با مواد مخدر؛  پایان کار موش تنها و زندانی در قفس شد.

موش های پارک رات ها نیز به دو نوع آب خوراکی دسترسی داشتند؛ بطری های حاوی مواد مخدر و بطری های آب بدون ماده ی مخدر. موش های پارک سراغِ بطری مواد مخدر نرفتند؛ زیرا آن ها از روابط اجتماعی, بازی و دورهمی بهره مند بودند. 

چهارگانه ی سلامت روان و اعتیاد
به دیگر سخن روابط اجتماعی از دیدگاه انسانی کارکرد گسترده و مهمی را بر دوش می گیرد. چهارگانه ی سلامت روان؛ "نیاز به تعلق داشتن, زندگی معنادار, عزت نفس و کنترل" می تواند آزمایش دکتر الکساندر را از دیدگاه روان شناسی اجتماعی تبیین نماید. 

در مقاله ی "واکنش های روان شناختی و عصبی-هورمونی به طرد" نشان دادیم که طرد و مستثنا انگاشته شدن در راه اندازی  "درد" در همان جایگاه آناتومیک و فیزیولوژیک مغزی که درد فیزیکی راه اندازی می شود, نقش دارد. "تعلق داشتن" و "زندگی معنا دار" را بسیاری از پژوهش گران دو روی یک سکه می دانند. تعلق داشتن, دورهم بودن و بهره گیری از شادی و لذت های پذیرفته شده در هنجارهای هر جامعه بسیاری از فروماندگی های روحی را توان بخشی می کند. در همین زمینه دکتر الکساندر نشان داد که موش هایی که از قفس تنهایی به پارک رات ها برده می شوند؛ به تندی بازیابی می شوند و دیگر سراغ بطری های آب همراه با مواد مخدر نمی روند.  

میدان جنگ ویتنام برای سربازان آمریکایی دو پی آمد در برداشت؛ 
1. ترس و هراس همیشگی از کشته شدن و نیز دوری از خانواده

2. سربازان برای رهایی از هراس و اضطراب میدان نبرد به تزریق هرویین روی آوردند. پی آمد جنگ ویتنام برای جامعه ی آمریکا افزایش 20 درصدی معتادان آواره در شهرها بود. به عبارت دیگر ویتنام؛ بهشت هرویین جهان؛ آوردگاهی بود که جان و جسم سربازان را یک جا در هم می کوبید؛ گاهی مرگ جسمانی و گاهی هم اعتیاد! هر چند 95% سربازان بازگشته به دامان خانواده, بهبود می یافتند. این بهبودی نشان داد؛ ارتباط و تعلق داشتن یعنی؛ اعتیاد نه!

نقش "کنترل" در پیش آیند های زندگی واقعی
در مقاله ی " اثر تماشاگر" بر پایه ی چهارگانه ی سلامت روان به نقش "کنترل" در پیش آیند های زندگی واقعی برای تلاش و امید در مسؤولیت های زندگی پرداختیم. از دست دادن احساس کنترل بر زندگی واقعی؛ ترس, اضطراب و هراس سربازان آمریکایی را در روی آوردن به تزریق هرویین تبیین می کند. 

به بیانی دیگر بوروکراسی, قوانین و رویه های خَلقُ السّاعه, احساس کنترل بر زندگی جاری را از فرد می گیرد و اضطراب و نبود اطمینان از آینده را جای گزین آن می کند. زخم های پی در پی بر بدنه ی روانی فرد و خانواده توان رو در رویی و بازیابی را فرو می کاهد و ضربه های بعدی, فرد را به آسانی از پای در می آورد.

پی نوشت:
1. در آغاز این ویدیو درباره ی "هرویین" یا دیامورفین گزارش کوتاهی ارایه می شود. در واقع می توان از مورفین برای تسکین درد در موارد خاص به صورت بالینی و بیمارستانی بهره برد بدون ابتلا به اعتیاد! 

2. همان گونه که در مقاله ی "مسیر های دوپامینی درشیزوفرنی و داروهای آنتی سایکوز" یادآوری شد؛ مسیر مزولیمبیک(پاداش/لذت) کارکرد مهمی در اعتیاد دارد. پژوهش های بنیادی در زمینه ی گیرنده های دوپامینی D2/D4 در سطح ملی راهگشا و راهنما خواهد بود. پژوهش های پرسش نامه ای به تنهایی از پسِ تبیین و روشن سازی لایه های پنهان مانده ی اعتیاد  بر نمی آیند.

3. در مقاله ی بالا بیان نمودیم اعتیاد فقط معطوف به مواد مخدر صنعتی و سنتی نمی شود. در این ویدیو نیز نشان می دهد؛ گستره ی اعتیاد علاوه بر قمار به رفتارهایی دیگر مانند اعتیاد به فضای مجازی و اینترنت نیز تعمیم یافته است.

4. درباره ی آموزه های تربیتی بر پایه ی سبک زندگی ایرانی- اسلامی سخن و مقاله های گوناگون نوشته و گزارش شده است. مادر بزرگ ها و پدر بزرگ ها, سینه به سینه آموزه های هزاره ها و سده ها را به فرزندان خویش رسانده اند. این آموزه ها سبک زندگی همراه با تاب آوری(صبر, توکل و ایمان) را در سرشت و کنش نسل بعد نهادینه می کند. 

5. هدف گذاری و بارگذاری آموزه ها ی تربیتی و آموزشی همراه با بهره گیری از توان نهفته و آشکار "گذرگاه پاداش(مزولیمبیک)" می تواند فرد را در برابر اعتیاد در معنای علمی آن ایمن نماید. در این باره, پیش در آمد کوتاهی با عنوان؛ "بارگذاری پاداش؛ توزیع, پیکر بندی و شکل دهی به رفتار" خواهیم نگاشت. 

[http://www.aparat.com/v/t8o50]

[http://www.aparat.com/v/Iuvhd]

[http://www.aparat.com/v/QnqbK]

منابع و مقاله هایی برای مطالعه ی بیشتر:

1. http://www.brucekalexander.com/curriculum-vitae

2. http://www.brucekalexander.com/


4. "جهانی سازی اعتیاد؛ یک مطالعه بر روی فقر روحی" تالیف دکتر بروس الکساندِر







دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: Rat Park ، Dr. Bruce Alexander ، Addiction ، Reward Pathway ، Connection as anti-addiction ، mintage30 ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 بهمن 1395 07:56 ب.ظ

عوارض آنتی سایکوزها؛ آکاتیزیا و دیس تونیا

یکشنبه 24 بهمن 1395 11:10 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
Side Effects of Anti-psychotics; Akathisia and Dystonia

در مقاله ی پیشین درباره پارکینسونیسم؛ یکی دیگر از عوارض داروهایی که برای درمان شیزوفرنی به کار می رود گزارشی ارایه نمودیم. در این مقاله عوارض نورولوژیک این داروها را از منظری دیگر مورد بررسی قرار می دهیم. اثرات داروهای آنتی سایکوز بر "دستگاه حرکتی" به دو دسته تقسیم می شوند:

1. نارسایی های حاد حرکتی؛ آکاتیزیا, دیس تونیا و پارکینسونیسم
2. کندی وتاخیر در حرکت و آغاز آن؛ دیس کینزی تاخیری و حرکت غیر ارادی ماهیچه های اطراف دهان(perioral movement)

ویژگی های کلینیکی آکاتیزیا(بی قراری جرکتی)
1. "ناتوانی در آرام و بی حرکت نشستن" و " پافشاری برای حرکت" 
2. پریشانی ذهنی
3. اهمیت سردرگُمی در تشخیص بالینی آکاتیژیا از آژیتاسیون!
گاهی برای بهبود آژیتاسیون دوز درمانی داروهای آنتی سایکوز افزایش می یابد که منجر به بروز بیشتر آکاتیزیا نیز می گردد.
4. جا به جایی وزن از یک پا به پای دیگر, راه رفتن بر یک نقطه, ناتوانی در آرام نگاه داشتن زانوها و احساس بی قراری درونی.

آغاز آکاتیزیا
1. به طور معمول 5 روز پس از آغاز درمان با داروهای آنتی سایکوز آکاتیزیا بُروز می یابد. اما گاهی 2-3 روز پس از درمان نیز آشکار می شود.
2. نشانه های پاتوفیزیولوژیک به منطقه ای بیرون از "جسم سیاه" برای بروز آکاتیزیا اشاره دارند.
3. علاوه بر نسل اول داروهای ضد روان پریشی, کووتیاپین و نیز آریپیپرازول باعث بروز آکاتیزیا می شوند.

مدیریت آکاتیزیا
1. کاهش دوز داروی آنتی سایکوز و تغییر دارویی 
2. تجویز بتا بلوکر؛ ایندرال(در صورت امکان پذیر نبودن گزینه ی اول) 
3. نجویز بنزودیازپین های با قدرت بالا(کلونازپین)

دیس تونیای حاد
انقباض های(اسپاسم یا گرفتگی) متناوب و مداوم عضلات زبان, صورت, گردن و پشت که اغلب 5 روز پس از درمان با آنتی سایکوزها شروع می شوند. البته گاهی دیس تونیا چند ساعت پس از درمان با داروهای یاد شده بروز می یابد. مهار گیرنده های D2 در "جسم سیاه" باعث بروز این عارضه ی جانبی دارویی است. مردان جوان, بالاترین خطر مصرف داروهای ضد روان پریشی قوی (مانند هالوپریدول و فلوفنازین) را تجربه می کنند. تظاهرات بالینی این نارسایی "دستگاه حرکتی" بسیار ترس آور است و به سرعت به درمان با دارو های آنتی پارکینسونیسم پاسخ می دهد.

انواع دیس تونیا
1. بحران حرکت چشم حول محور قدامی-خلفی
2. دیس تونی گردن(تورتی کولی و رتروکولی)
3. بزرگی و برآمدگی زبان
4. دیس تونیای حلق وحنجره

پی نوشت:
در این چند مقاله تلاش شد که به طور جامع به داروهای ضد روان پریشی یا آنتی سایکوز از جنبه های گوناگون با دیدگاهی بالینی پرداخته شود. به هر روی, ادامه ی بررسی داروهای آنتی سایکوز را به مجالی دیگر وا می گذاریم و موضوع اعتیاد را پی خواهیم گرفت.

[http://www.aparat.com/v/a4ESV]









دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: Antipsychotics ، Adverse Effects ، Akathisia ، Dystonia ، mintage30 ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 24 بهمن 1395 11:13 ب.ظ

نورولپتیک در برابر آتیپیک؛ نسل اول و دوم آنتی سایکوزها(چکیده)

جمعه 22 بهمن 1395 01:35 ق.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
A Summary of Neuroleptic against Atypical

در دو مقاله ی پیشین, بر اساس ویژگی های نسل اول و دوم داروهای ضد جنون, مفهوم نورولپسیس و آتیپیک به روشنی گزارش شد. در این جا بر پایه ی ویدیوی آموزشی, چکیده ی آن چه که بیان شد همراه با نکاتی دیگر خواهد آمد.

الف. نسل اول داروهای ضد جنون؛ آنتاگونیست های "گیرنده ی دوپامینی D2" 
این داروها همراه با خطر بالای عوارض خارج هرمی(Extra Pyramidal Side Effects) هستند.

ب. نسل دوم داروهای ضد جنون؛ آنتاگونیست های "گیرنده های D2/5HT2A"
این داروها همراه با خطر بالاتر متابولیکی و عوارض پایین تر خارج هرمی اند.

پی نوشت:

تا کنون شواهدی ارایه نشده که داروهای نسل دوم(SGAs)  نسبت به داروهای نسل اول(FGAs) برای درمان "نشانه های منفی و شناختی شیزوفرنی" موثرترند.

[http://www.aparat.com/v/BKIQ6]

 
 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نورولپتیک ، آتیپیک ، شیزوفرنی ، مین تاژ30 ، Neuroleptic against Atypical ، mintage30 ،
آخرین ویرایش: شنبه 23 بهمن 1395 02:21 ب.ظ

نورولپتیک در برابر آتیپیک؛ نسل اول و دوم آنتی سایکوزها!

پنجشنبه 21 بهمن 1395 09:52 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور

Neuroleptic vs. Atypical; First and Second Generations of Anti-psychotics

واژه ی نورولپتیک به ویژگی های نسل اول داروهای ضد جنون اشاره دارد. زیرا این داروها(مانند کلرپرومازین و هالوپریدول) باعث تولید نورولپسیس(Neurolepsis) می شوند. نورولپسیس علایم زیر را در بر می گیرد:

 

1. کُندی عصبی-حرکتی(Slowing Psycho-motor)

2. آزام بخشی هیجانی

3. بی تفاوتی عاطفی

 

در برابر علایم بالا داروهای نسل دوم عوارض خارج هرمی و دیس کینزی دارویی کمتری بر جای می گذارند؛ کلوزاپین به عنوان نسل دوم یا آتیپیک در دوزهای درمانی چنین ویژگی هایی را نشان می دهد. بنابراین واژه ی آتییپیک معطوف به ویژگی های ذیل می باشد:

 

1. اثربخشی در برابر علایم منفی و شناختی(در اسکیزوفرنی)

2. نبود افزایش در پرولاکتین

3. اثر بخشی در برابر بیماران مقاوم به درمان

 

شایان ذکر است که مفاهیم یاد شده گاهی به چالش کشیده می شوند!

 

چکیده ی فارماکولوژی داروهای ضد جنون چنین است:

 

A. نسل اول؛ نورولپتیک ها(آنتی سایکونیک های متعارف یا تیپیک)

همان گونه که بیان شد؛ داروهای این نسل بر روی گیرنده های D2 اثرات آنتاگونیستی دارند. علاوه بر این, این داروها گیرنده های موسکارینی, آدرنرژیک آلفا یک و هیستامینی(H1) را مهار می کنند.

 داروهای نسل اول(FGA):

1. کلرپرومازین

2. لوکساپین

3. فلوفنازین

4. پرفنازین

5. هالوپریدول

 

B. نسل دوم؛ آتیپیک ها(آنتاگونیست های سروتونین- دوپامین)

البته تمایل آنتاگونیستی داروهای این نسل برای 5HT2A بیش از D2 گزارش شده است.

داروهای نسل دوم(SGA):

1. کلوزاپین

2. ریسپریدون

3. پالیپریدون

4. ایلوپریدون

5. کووتیاپین

6. الانزاپین

7. زیپرازیدون

8. آسناپین

9. لورازیدون

 

C. نسل سوم؛ آگونیست های نسبی دوپامین(آریپیپرازول)

 

پی نوشت:

این مقاله سومین گزارش در مورد داروهای آنتی سایکوز است. مقاله ی پیشین در مورد مسیر های چهارگانه ی دوپامینی در مغز بود. در پی نوشت پیشین اشاره ای نیز به اعتیاد نمودیم. اعتیاد فقط شامل مواد مخدر نمی شود. گستره ی آن به دیگر رفتارهای آدمی نیز تعمیم یافته است. پژوهش های بنیادی در سطح گیرنده ها لایه های پنهان مانده ی آن را بیشتر آشکار خواهد نمود.

 

[http://www.aparat.com/v/2oCsH]




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: Neuroleptic ، Atypical ، Anti-psychotics ، mintage30 ، مین تاژ30 ، آتیپیک ، نورولپتیک ،
آخرین ویرایش: شنبه 23 بهمن 1395 05:51 ب.ظ

مسیر های دوپامینی در شیزوفرنی و آنتی سایکوزها

چهارشنبه 20 بهمن 1395 10:37 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور

Dopamine Pathways; Anti-psychotics and Schizophrenia

در مقاله ی پیشین درباره ی "مکانیسم اثر آنتی سایکوزها" از منظر گیرنده های D2 و 5HT در نسل اول و دوم داروهای ضد جنون گزارشی ارایه نمودیم

در مقاله ی پیشِ رو به مسیر های 4 گانه ی دوپامینی خواهیم پرداخت. مسیر دوپامینرژیک را dopaminergic projections نیز می نامند. در این گذرگاه مغزی پیام رسانِ عصبیِ دوپامین ساخته و آزاد می شود. این گذرگاه یا مسیر؛ 4 ناحیه در مغز  را در بر می گیرد:

 

1.مسیر مزولیمبیک(پاداش)؛ علایم مثبت شیزفرنی(mesolimbic pathway or reward pathway)

آناتومی؛ VTA(ناحیه تگمنتوم شکمی) را به هسته ی اَکومبَنس متصل می کند.

فیزیولوژی؛ مسؤول انگیزش, هیجان و پاداش(و نیز علایم مثبت شیزفرنی)

پیامد؛ آنتاگونیست های D2 علایم مثبت شیزوفرنی را کاهش می دهند.

 

2.مسیر مزوکورتیکال؛ علایم منفی شیزوفرنی(mesocortical pathway) 

آناتومی؛ ناحیه تگمنتوم شکمی(VTA) به قشر پیش پیشانی(PFC)

فیزیولوژی؛ عملیات اجرایی و شناختی(executive and cognitive functions), هیجان و عواطف

پیامد؛ کم کنشی این مسیر باعث بروز علایم منفی در شیزوفرنی می گردد.

 

3.مسیر نیگرواستریاتال؛ عوارض خارج هرمی(nigrostriatal pathway)

آناتومی؛ جسم سیاه(NSP) به هسته ی کودت و پوتامن(caudate nucleus and putamen)

فیزیولوژی؛ تحرکات هدفمند

پیامد؛ آنتاگونیست های D2 مانند هالوپریدول باعث علایم خارج هرمی(pseudoparkinsonism) و دیس کینزی دارویی(TD) می گردند.

 

4.توبِرو اینفوندیبولار(tuberoinfundibular )؛ هایپر پرولاکتینمیا

آناتومی؛ هیپوتالاموس به ناحیه ی اینفوندیبولار

فیزیولوژی؛ دوپامین با قدرت از ترشح پرولاکتین جلوگیری می کند.

پیامد؛ آنتاگونیست های D2 سطح پرولاکتین را افزایش می دهند.

 

پی نوشت:

مسیر های دوپامینرژیکی نقش کلیدی در چگونگی بازنمایی هیجان ها, تکانش گری و  ادراک از لذت/پاداش دارند. در این باره بیشتر بررسی و گزارش خواهیم نمود. مسیر یاد شده در اعتیاد نقش مهمی بازی می کند. بنابراین پژوهش بر روی گیرنده های D2/D4 در سطح ملّی و ناهمگنی احتمالی در توزیع و پراکنش آن ها می تواند راهنما و راهگشای این امر خطیر باشد.

[http://www.aparat.com/v/JVYKA]




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مسیر های دوپامینی ، آنتی سایکوزها ، شیزوفرنی ، مین تاژ30 ، mintage30 ، dopaminergic pathways ، schizophrenia ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 21 بهمن 1395 02:12 ق.ظ

مکانیسم اثر داروهای آنتی سایکوز

سه شنبه 19 بهمن 1395 09:20 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور

!Anti-psychotic Mechanism of Action

دکتر Flavio Guzman رزیدنت روان پزشکی بیمارستان دکتر کارلوس پری یِرا در مِندوزا آرژانتین آموزش های جالب توجهی در مورد مکانیسم اثر داروهای روان گردان ارایه می نماید. در این فصل به مکانیسم اثر داروهای نسل اوّل و دوّم ضد جنون در سطح گیرنده های دوپامینی و 5 هیدروکسی تریپتامین(5HT) می پردازد. مکانیسم اثر ضد سایکوز ها را ناظر بر فرضیه ی دوپامینی جنون با توجه به اثر داروهای یاد شده در 2 سطح, بررسی می کند:

1.آنتاگونیست D2

2.آگونیست نسبی D2

سپس در مورد بیش کُنِشی(Over-activity) در مسیر مزولیمبیکیِ دوپامین بحث می کند...

[http://www.aparat.com/v/5en2p]

پی نوشت:

در صورت تمابل ادامه ی ویدیو را ببینید و نظرات خود را برای ما بنویسید!

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مکانیسم اثر آنتی سایکوزها ، مین تاژ30 ، گیرنده دوپامین ، 5 هیدروکسی تریپتامین ، Anti-psychotic Mechanism of Action ، D2 and 5HT Receptors ، mintage30 ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 بهمن 1395 08:33 ق.ظ

تفکر انتقادی(خردورزی روشمند)

دوشنبه 11 بهمن 1395 05:38 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور

!Critical Thinking

زندگی گذرگاه فراخی نیست! خط سیر آن از آغاز تا پایان؛ مسیر گزینه هاست

گزینه ها و گزیده ها؛ نقشه ی زندگی را نقش می زنند

1. گُزینه؛ دوراهی(دو گانه ها و چند گانه ها)

2. گُزیده؛ با شناخت آغاز می شود و با داوری و قضاوت پایان می گیرد.

گویی از دو گانه ی گُزینه/گُزیده راه رهایی وجود ندارد؛ همراهی همزاد

 

بهبود تفکر انتقادی!

سامانتا آگوس(Samantha Agoos) پنچ توصیه را برای بهبود تفکر انتقادی ارایه می دهد. تفکر انتقادی روشی است برای اندیشیدن بر پایه ی خِرَد حساب گراندیشه ورزی رَوِشمند؛ همان گونه که یک دانشمند از مشاهده و فرضیه به نظریه علمی دست می یاید

پنج توصیه یاد شده عبارت اند از:

1. پروراندن پرسش(Formulate your question)

برای گزینش از بین دو گزینه بررسی مواردی(items) اولویت دارند که بهتر بتوانند نیاز شما را برآورده کنند. دست یابی به پرسش درست جهت گیری دقیق به سوی خواسته و انتظار شما را نشان می دهد. کلید جادویی در پرسش شما نهفته است!

2. جمع آوری داده ها و اطلاعات(Gather the information)

یک پژوهش گر برای گردآوری اطلاعات به مقاله ها ی معتبر رجوع می کند. متخصصین هر رشته نیز منابع ارزشمند دسترسی به داده ها ی به روز شده می باشند.

3. به کارگیری داده ها و اطلاعات(َApply the information)

اطلاعات گردآوری شده در راستای پرسش آغازین تعبیر و تفسیر می شوند. بهره گیری از داده ها راز کلید جادویی پرسش گری را نشان می دهد. شکل دهی به داده ها و برداشت از مفاهیم درونی آنها نشان دهنده ی فراشناخت(شناخت از کارکرد سازه های ذهنی) پرورش یافته در شماست!

4. سنجش پیامد ها(Consider the implications)

گاهی برگزیدن یک گزینه خیلی دلچسب به نظر می آید اما در میدان عمل نتایج ناگواری دارد. خوردن یک بستنی در روز می تواند کلسیم بدن را تامین کند اما در پایان یک ماه 3 کیلوگرم اضافه وزن به همراه دارد.

5. رصد کردن چشم انداز از دیدگاهی دیگر(Explore other points of view)

نشستن بر دیده ی دیگری یا اندیشیدن از منظری دیگر, شما را از یک جانبه نگری دور می کند. رعایت دیگری و دیگران کارکرد اجتماعی و فرهنگی نیز دارد.

پی نوشت:

گزینه ها, بچه ها را هم رها نمی کنند؛ سیب یا توپ؟ و شگفت آن که بچّه ی آدمیزاد  توپ را بر می دارد و به جای سیب به توپ گاز می زند! باور کنیم, خلاقیت در بچه ها بیش از بزرگسالان به چشم می آید! و نظام آموزش رسمی به هر کجا پای بگذارد, پای تست زنی و گزینه هم به آن جا باز می شود. و دور باطلی که پایان ندارد! برگزیدگان تست زنی؛ قهرمانان خلاقیّت و نوآوری

[http://www.aparat.com/v/1hRfw]

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مین تاژ30 ، تفکر انتقادی یا روشمند ، گزینه و گزیده 2 روی یک سکه ، critical thinking ، mintage30 ، projection of differentiation ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 بهمن 1395 05:40 ب.ظ

شیزوفرنی چیست؟

دوشنبه 4 بهمن 1395 03:17 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
?What is Schizophrenia

راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM-5), "طیف اسکیزوفرنی و اختلالات روان پریشی دیگر" را در پنج زمینه مشخص می کند:

1. هذیان ها(delusions)
2. توهمات(hallucinations)
3. تفکر و گفتار آشفته
4. رفتار حرکتی نابهنجار(catatonic behavior)
5. نشانه های منفی

 راهنمای تشخیصی یاد شده در مورد انواع فرعی, ویژگی های تشخیصی, شکل گیری و روند, پیش آگهی ها و شیوع طیف اسکیزوفرنی, اختلال اسکیزوتاپیال(شخصیت) و موارد دیگر, به تفضیل بحث می نماید.

در کلاس های درس گاهی زمینه های تشخیصی اسکیزوفرنی به دو دسته تقسیم می شوند:

1. نشانه های مثبت(هذیان و توهم)
2. نشانه های منفی

در این ویدیوی آموزشی تقسیم بندی زمینه ها ی شیزوفرنی به گونه ی دیگری است:

1. نشانه های مثبت(هذیان و توهم)
2. نشانه های منفی
3. نشانه های سازمان نیافته(طبقه بندی نشده یا فاقد سازمان)
(بنابراین دسته ی سوم می تواند دربرگیرنده ی تفکر(گفتار) آشفته و رفتار حرکتی نابهنجار باشد.)

 نشانه های مثبت در تفسیر فرد از واقعیت (different interpretation of reality) تفاوت های چشمگیری به وجود می آورد. در توهم شنیداری فرد صدایی را می شنود که وجود خارجی ندارد. این اختلال می تواند با توهم در دیدن و بویایی نیز همراه شود. حتی امکان دارد هذیان های ربایش فکر، کنترل و مورد جاسوسی قرار گرفتن نیز خودنمایی کنند. 

نشانه های منفی شاملِ نبودِ احساس لذت و شادی, کاهش بروز هیجان و گفتار  و به ویژه از دست رفتن تماس چشمی در برخورد های اجتماعی می باشد. کار به جایی می رسد که فرد به بهداشت خود نیز بی توجه می شود.

نشانه های سازمان نیافته در رفتار های عجیب و غریب و واکنش های نامناسب در موقعیت های اجتماعی نمود می یابد. حتی امکان دارد فردِ دچارِ اختلال در واکنش به یک موقعیت عاطفی غمناک, ناخودآگاه بخندد!

چکیده ی این 3 نشانه چنین است:

1. نشانه های مثبت؛ دگرگونی تفسیر از واقعیت(هذیان و توهم) 
2. نشانه های منفی؛ در هم ریختگی رفتار های روزمره مانند بی توجهی به بهداشت فردی 
3. نشانه های سازمان نیافته؛ آشفتگی ارتباطات و کارکرد اجتماعی فرد (نبودِ تماس چشمی)

در انتهای ویدیو به اسکیزوفرنی فُرم (schizophreniform disorder؛ شیزوفرنی ای که بین 1 تا 6 ماه طول می کشد!) و شیزوفرنی اَفِکتیو( schizoaffective disorder؛ در هم تنیده ای از نشانه های مثبت و منفی, سازمان نیافته و همچنین افسردگی یا مانیا و یا هر دو!) اشاره ی گذرایی دارد.

پی نوشت:
این ویدیو صرفا کاربرد آموزشی دارد. برای تشخیص و درمان مراجعه به متخصص الزامی است.

[http://www.aparat.com/v/y5c9v]
منبع

http://www.agahbookshop.com/popup.aspx?src=images/Product/large/23957.jpg
 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: Schizophrenia ، mintage30 ، DSM-5 ، اسکیزوفرنی ، مین تاژ30 ، راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ، توهم و هذیان ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 بهمن 1395 11:22 ب.ظ

The importance of metacognition in the projection of differentiation theory

شنبه 25 دی 1395 03:34 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور

َاهَمیَّتِ فَراشِناخت در«نَظَریّه یِ فَرافِکنیِ تَمایُز»

به طور ساده, شناختن شناخت را فراشناخت می گویند. روانشناسی مدرن شناخت را برآمده ی از 3 مؤلفه می داندتوجه, ادراک و حافظهبنابراین شناخت به پردازش داده ها در سازه های ذهنی اشاره می کند و فراشناخت؛ تلاشی است برای آگاهی از نظامی که در آن شناخت صورت می گیرد

در شناخت, جهت بُردار دریافت آگاهی از داده های پیرامونی(شیء یا اُبژه) است, امّا بازبینی چگونگی کارکرد ذهن در پردازش داده های دریافتی یاد شده را فراشناخت می گویند.

شناخت؛ دریافت, پردازش, نگهداری و انتقال داده ها و فراشناخت؛ رصد و نظارت بر آنها!

 "فلسفه ی مضاف" و نیز "معرفت شناسی" واژگان فنی(terminology) فلسفی اند که  به شناختنِ شناخت اشاره دارند, که آن را به مجال و حوصله ی دیگری وامی گذاریم.

نقش فرافکنی یا بازنمایی برای شناخت 

بازنمایی داده ها و داشته های ذهن بر یک پرده, مانند آن چه در هنر(نگارگری, سینما و ...) رخ می دهد؛ کنشی است برای شناخت! به سخن دیگر؛ هنر به مثابه بازنمایی و فرافکنی ذهن بر پیرامون(بوم نقاشی, پرده سینما یا هر ابژه ی دیگر) همزمان هم شناخت و هم فراشناخت را در بر می گیرد. و بی هیچ پرده پوشی می توان گفت: هنر؛ رصدگری ذهن(سوبژه) است بر پیرامون(ابژه)! 

در فراشناخت, رصد شناخت و نظارت بر پردازش گری ذهن در همان ذهن انجام می شود, اما با بازنمایی داده ها بر پیرامون(مثالِ هنر), فرآورده های ذهنی نقشی نو می آفرینند.

 "نظریه ی فرافکنی تمایز"؛ آدمی تمایز تحمیل شده را بر پیرامون بازنمایی می کند

 تمایز؛ مهم ترین و بیش ترین موضوعی که آدمی رادرگیر نموده است . تمایز در همه ی ابعاد زندگی بشری خود را به رخ می کشد. پیش از تولد, تمایز(differentiation) یاخته ها و سلول ها را به سوی تخصصی شدن(کارویژگی) پیش می برد و در این راه بافت ها و اندام ها در قالب یک موجود زنده شکل می گیرند. در این میان, "دگربودگی" از "مادر و پیرامون" بر جنین(رویان)روز به روز بیشتر تحمیل می شود و تولد؛ امتداد فرایند "دیگربودگی" در حوزه های شناختی, رفتاری و عاطفی!

تمایز و دیگربودگی تحمیل شده را, آدمی بر خود و پیرامون بازنمایی می کند. زبان نقش مهمی در  بازنمایی و فرافکنی تمایز دارد. زبان؛ اشیاء را نام می نهد و طبقه بندی می کند. کنش زبان در تمایز و طبقه بندی؛ دانش, فن آوری و تمدن را پیشِ روی آدمی می نهد

زبان از دید روان شناسی مدرن ابزاری برای بیان(ویگوتسکیو تفکر(پیاژه) به حساب می آید. اما از دیدگاه فراشناختی, زبان و نوشتار همان نقشی را دارند که پرده در هنر(نگارگری, سینما و ...).

زبان و نوشتار, هم تمایز را فرافکنی می نمایند و هم فراشناخت را به ارمغان می آورند

پی نوشت:

ابزار و روش شناخت را آفریدگار در انسان این گونه نهادینه کرده است

 حضرت داوود(ع) از پروردگار بپرسید: آفرینش از بهر چه بود؟ 

خداوند فرمود: گنجی پنهان بودم, دوست داشتم تا شناخته شوم! پس آفریدم خَلق را تا مرا بشناسند!

در ذات شناخت از دیدگاه انسان تمایز و تفاوت گذاری نهادینه شده است. گویی این "تمایز و فرافکنی آن بر خود و پیرامون" روش خداوند است تا خلق او را بشناسند. آیا راهی دیگر برای انسان(به طور عام) وجود دارد تا از خود به خدا برسد الّا با شناخت

مین تاژ30؛ چکیده ی مقاله ی بالا می باشد!

[http://www.aparat.com/v/PFvr2]

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: metacognition ، The importance of metacognition in the projection of differentiation theory ، mahdavipur ، mintage30 ، مین تاژ30 ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 26 دی 1395 03:27 ب.ظ

نظریه فرافکنی تمایز 2

پنجشنبه 16 دی 1395 04:18 ق.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
Projection of Differentiation Theory
نظریه فرافکنی تمایز؛ آدمی تمایزرا بر" خود" و "دیگران" فرافکنی می کند. کسب هویت (کسب هویت چهار گانه ی مشهور در نوجوانی) نمونه ای از فرافکنی تمایز بر خود و تخصصی شدن هر چه بیشتر در حوزه دانش و فن آوری نمونه ی فرافکنی تمایز بر "دیگران" یا "پیرامون" به حساب می آید. به دیگر سخن, آدمی هر چه بر او می رود را بر "خود" و "پیرامون" فرافکنی می کند.
[http://www.aparat.com/v/fPU9F]



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: Projection of Differentiation Theory ، mintage30 ، نظریه فرافکنی تمایز ، مین تاژ30 ، Schizophrenia ، cognition ، cognitive abilitiy ،
آخرین ویرایش: شنبه 18 دی 1395 11:24 ق.ظ

کافکا اِسک و بوروکراسی

سه شنبه 7 دی 1395 05:19 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
Kafkaesque power and bureaucracy 

استعاره ی "کافکا اِسک" ذهن نظریه پردازان "سازمانی" را دهه ها به خود جذب کرده بود. رویکرد  نقد و استعاره ای از(واژه ی)  "کافکا اِسک", جنب و جوشی را برای فهم  درباره ی " سازماندهی" به راه انداخته بود, اما با "آنالیز تجربی سیستماتیک" تکمیل نشده بود. اخیرا گامی در این جهت و با یک مطالعه ی استقرایی برداشته شده است. این مطالعه برای این بود که دریابد؛ مردم چگونه با بوروکراسی "کافکا اِسک" تعامل  و آن را تجربه می کنند. برای این منظور, شهروندان و ارباب رجوعی(مشتریانی) که "اثر سازمان کافکا اِسک" را در روند برساخت آن(process and practice) تجربه کرده اند مورد پژوهش قرارگرفتند. داده های به دست آمده پرده از 3 تأثیر مهم بوروکراسی کافکایی برداشتند:

1. ناکنش وری (غیر فعال بودن)
2. درماندگی
3. بی معنایی

فرانس کافکا(1883-1924) و ماکس وبر(1864-1920), هر دو معاصر بودند. هر دو به گونه ای به مدرنیته ی صنعتی روزگار خویش جذب شدند و هر کدام به شیوه ی خود درک عمیقی از بوروکراسی داشتند. کافکا و وبر در میان مهم ترین نویسندگان قرن 20ام بودند که درباره ی "سازمان" و "بوروکراسی"  پژوهش و نگارش نمودند. به رغم این شباهت ها, رویکردشان اغلب متفاوت است. بیشترین شباهت این دو در موفقیت آکادمیک, نویسندگی پرکار و نیز پشرو بودن در جامعه شناسی است و البته هر دو از نوروز(neurosis) رنج می بردند. در حالی که یکی نویسنده ی رمان وداستان کوتاه بود و هرگز روی موفقیت را در زندگی خود ندید و البته افسرده و رنجور نیز بود. گرچه هر دو درباره ی بوروکراسی نگران بودند, اما رویکردشان در این مقوله کاملا با یکدیگر متفاوت بود. وبر از اجتناب ناپذیری برتری تکنیکی بوروکراسی سخن می راند و "قفسه ی آهنینی"  که بوروکراسی تولید می کند را نیز همزاد و همراه آن می دانست. در برابر وبر, داستان طعنه آمیز کافکا  درون "قفس آهنین بوروکراسی" را توصیف می کرد. کافکا زیستن  درون قفس آهنین یاد شده را تیره, تار و بیهوده می دانست. وبر از عقلانیت بوروکراسی و کافکا از دهلیز های تاریک آن سخن می گفت.
 بر اساس رویکرد انتقادی کافکا به بوروکراسی, صفت "کافکا اِسک" برای توصیف وضعیتی به کار می رود که شهروندان و ارباب رجوع (مشتریان) احساس می کنند در یک دور باطل(معیوب) که به وسیله قوانین بوروکراسی به وجود آمده است به دام افتاده اند و راهی برای خلاصی از آن نمی یابند.

پی نوشت:
نوح تاولین در این ویدیو می خواهد مفهوم "کافکا اِسک" و قدرت آن در بوروکراسی را نشان دهد. برای این هدف او در آغاز کار به داستان محاکمه ی(The Trial) کافکا می پردازد. در این داستان فردی بی گناه در جایی نامعلوم و به دلیلی نامعلوم بازداشت می شود. قهرمان داستان (Protagonist) آن کا (K) نام دارد. درونمایه ی داستان همان ابهام و تاریکی یاد شده در بالاست.
سپس پیچیدگی و دور باطل بوروکراسی را به تصویر می کشد. قهرمان های داستان های کافکا افرادی اند که در زندگی خود غیر منطقی بودن بوروکراسی را در رویارویی با موانع آن به خوبی درک کرده اند. داستان پوسیدون(Poseidon) داستان فردی است که در خود(Ego) فروافتاده است و به تعبیر یونگ نمایانگر فردی است که هویت اش برآمده از نقاب اش(Persona) می باشد. 

رمان کوتاه (The Metamorphosis) یا مسخ کافکا داستان فروشنده ی جوانی است که صبح که از خواب بیدار می شود تبدیل به حشره ای نفرت انگیز شده است. سپس هنرمند گرسنه (A Hunger Artist) پای به میدان می گذارد که در پایان شگفتی خواننده را بر می انگیزد. زیرا قهرمان داستان فقط به این دلیل غذا نمی خورده که غذایی را که دوست داشته به دست نمی آورده است! بوروکراسی برآمده از نظام های قانونی نه تنها ناکارآمد و درمانده اند بلکه درماندگی را بر انسان امروزی تحمیل می کند. هویت فرد اگر برآمده ی از نقاب(Persona) وی باشد سقوط حتمی است! 


[http://www.aparat.com/v/mW58G]

مین تاژ30 دور معیوب بوروکراسی را به تصویر می کشد!

[http://www.aparat.com/v/9Clmq]

منابعی برای مطالعه بیشتر:







دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: Kafkaesque ، bureaucracy ، persona ، Karl Gustav Jung ، Kafka ، Weber ، mintage30 ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 دی 1395 01:21 ب.ظ

اثر تماشاگر(Bystander Effect)

چهارشنبه 1 دی 1395 10:34 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
سندرم جینوویزی(Genovese syndrome) یا اثر تماشاگر

 سال 1964 میلادی,  شب 13 مارس در محله ی کویینز (Queens) نیویورک, به کیتی جینوویزی ( Catherine Genovese) در برابر دیدگان 38 همسایه اش تجاوز شد و به قتل رسید. کسی به داد او نرسید تا کار از کار گذشت!

اثر تماشاگر از دیدگاه روان شناسی اجتماعی به پدیده ای گفته می شود که احتمال کمک فیزیکی افراد حاضر در صحنه جرم  کاهش می یابد. افراد حاضر در صحنه, نقش تماشاگران منفعل را بازی می کنند. پژوهش ها نشان می دهند با افزایش تعداد افراد حاضر در صحنه احتمال کمک و یاریگری کاهش می یابد! زیرا  افراد حاضر در صحنه می پندارند که سهم مسؤولیت اجتماعی شان  برای کمک به فرد قربانی کمتر می شود. به دیگر سخن, هر فرد حاضر در صحنه جرم چشم به دیگری دارد تا کاری کند اما  هیچ کس برای کمک رسانی به قربانی پای پیش نمی گذارد. و در پایان وجدان جمعی این گونه آرام می گیرد: کسی کاری نکرد! من هم یکی از آن ها! 

این پدیده هسته مرکزی دیگری نیز دارد. فرد ناظر در صحنه می پندارد که تلاش او در هر حال ثمری ندارد. و این بی تفاوت انگاری برای کمک رسانی به دیگران می تواند با درماندگی آموخته شده نیز در ارتباط باشد. با توجه به چهارگانه سلامت روان؛ زندگی معنا دار, تعلق داشتن, عزت نفس و کنترل  می توان گفت: هر چه فرد حس کنترل پیش آیند ها ی زندگی واقعی را از دست دهد در مسؤولیت های اجتماعی به تماشاگری روی می آورد و از تلاش و امید دست می کشد.


در سال 2009, دومینیک برونر (Dominik Brunner) در ایستگاه قطاری در آلمان تلاش نمود که بچه ای را از دست 2 جوان 18 ساله ی خلافکار نجات دهد. او به دست آن 2 جوان کشته شد اما کسی برای کمک به او کاری نکرد به جز تماشاگری!

پس از قتل فجیع کیتی در سال 1964 دو پژوهشگر به نام های "بیب لاتان" و "جان دارلی" (Bibb Latane´ and John Darley) در سال 1968 آزمایش جالبی را در دانشگاه کلمبیا ترتیب دادند.

آنها شرکت کننده را در اتاقی پر از کاغذ تنها می گذاشتند و سپس اتاق با دود بی ضرری پر می شد. نتایج نشان داد که فردی که تنها بود زودتر ورود دود به اتاق را گزارش می نمود و شرکت کنندگانی که به صورت گروهی در اتاق بودند ورود دود به اتاق را دیرتر به  پژوهشگر گزارش می کردند. 

پژوهش های اخیر در مورد "اثر تماشاگر" و "قلدری سایبری" نمایانگر نیمه تاریک شبکه های اجتماعی می باشد.

پی نوشت:

شاید بتوان به قتل سفیر روسیه در ترکیه به عنوان نمونه ای دیگر از پدیده ی یاد شده اشاره کرد!



[http://www.aparat.com/v/0Uius]






دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: Bystander Effect ، Catherine Genovese ، Genovese syndrome ، مین تاژ30 ، mintage30 ، Bibb Latane´ and John Darley ، social psychology ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 دی 1395 01:41 ق.ظ

فیلم Girl Interrupted 1999 از دیدگاه روان شناسی

جمعه 14 آبان 1395 12:52 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور
 فیلم "دختران گسیخته"  محصول 1999 دو مورد از اختلال شخصیت را بیشتر زیر ذره بین قرارمی دهد:

1.borderline personality disorder  یا BPD
2. Antisocial Personality

اختلال مرزی که سوزانا نماینده آن است ویژگی های خود را دارد اما نویسنده داستان تا پایان با واژه ی " مرزی" (borderline) کلنحار می رود.
اختلال شخصییت جامعه ستیز که لیزا (آنجلینا جولی) آن را بازی می کند در درون مرکز درمانی نقش یک لیدر کاریزماتیک را بر عهده دارد و به نظر  می رسد این دوگانگی در جامعه و مرکز درمانی یادآور "تیپ 8" انیاگرام در تیپ شناسی این گونه ی شخصیت  است.
تقابل این دو پرسونا در ابتدا با جذب یکدیگر در شروع داستان و در نهایت آسیب های متقابل نگاه ریزبین و کنجکاو بیننده را بر می انگیزد.

پی نوشت: 
آسیب های اجتماعی در غرب گریبانگیر کانون خانواده ها است که صد البته پیشگیری و فرهنگ سازی را می طلبد و این کارویژه ی حوزه علوم انسانی است.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: Girl Interrupted 1999 ، borderline personality disorder ، Antisocial Personality ، آنجلینا جولی ، مین تاژ30 ، mintage30 ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 دی 1395 05:06 ب.ظ

واکنش های روان شناختی و عصبی-هورمونی به طرد

سه شنبه 11 آبان 1395 11:39 ب.ظ

نویسنده : جهانشا مهدوی پور

پیوندهای اجتماعی برای بهزیستی و ادامه حیات فردی بسیار اساسی است تا جایی که طرد و نادیده گرفته شدن تهدید ادراک شده برای "خود اجتماعی" فرد به حساب می آید و باعث پریشانی و آزار به دو طریق می گردد:

1. استرس زایی فوری پس از طرد که نشانه های آن شامل نشخوار فکری، خلق پایین، پیوند جویی مجدد و تاثیر بر 4 نیاز اساسی که شامل عزت نفس، نیاز به تعلق داشتن، زندگی معنادار و کنترل می باشد.متغیرهای مزبور  بر اساس پرسشنامه مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه منفی( PANAS) و پرسشنامه نیاز اساسی- توپ سایبری اندازه گبری می شود.

2.اثر کوتاه مدت و تغییرات میزان کورتیزول در پاسخ به طرد شبیه سازی شده با توپ سایبری

طرد را در تعریف نادیده و مستثنی انگاشته شدن می دانند و تاثیرات شدید و آزارنده ای را بر جای می نهد به حدی که "درد" حاصل از آن با "درد فیزیکی" ناشی از جراحت که در کمربند قشری قدامی – پشتی مغز راه اندازی می شود قابل قیاس می باشد. پروفسور کیپلینگ ویلیامز از دانشگاه پوردو آمریکا با روش توپ سایبری "طرد" راشبیه سازی نموده است.

 در شبیه سازی "طرد" به وسیله توپ سایبری(Cyberball) آزمودنی جلوی رایانه می نشیند و گمان می کند دو شرکت کننده دیگر در حال بازی و پرتاب توپ به سوی یکدیگرند. اما فرد آزمودنی فقط دو بار توپ را دریافت و سپس پرتاب می کند و بقیه بازی (حدود 30 پرتاب بعدی) فرد آزمودنی نادیده انگاشته می شود که اثرات منفی آن, هم در سطح روانی(خلق، عزت نفس، نیاز به تعلق داشتن و موارد دیگر) و هم در سطح هورمونی ( کورتیزول، اکسی توسین و آدرنالین) اندازه گیری می شود.

پژوهشگران اعتقاد دارند که آدمی با "پاسخ خودکار منفی" به کوچک ترین نشانه ها و گمانه های"طرد" (کنار گذاشته شدن) که با "درد" همراه است واکنش نشان می دهد.

برنامه نرم افرازی "توپ سایبری" طرد شدن به وسیله غریبه ها را شبیه سازی می کند، با این توصیف کنارگذاشته شدن به وسیله آشنایان آن هم در دنیای واقعی بر بهزیستی و سلامت جسمی و روانی فرد با گسلش شناختی و نیز هیجان های منفی شدید نظیر اندوه و خشم  همراه خواهد شد.

در پژوهش های توپ سایبری علاوه بر برنامه ریزی برای طرد شبیه سازی شده (Exclude) حالت دومی نیز وجود دارد که تعداد پرتاب آزمودنی برابر با دو شرکت کننده دیگر برابر می باشد که به آن " شامل بودن"(Include)  می گویند.

در پژوهش مربوط به "واکنش های فیزیولوژیک و عصبی-هورمونی (نورواندوکرین) به طرد(استراسیزم)" "جنیفر زولینسکی" نشان داد که در سطح واکنش فوری (1. استرس زایی فوری) شرکت کنندگان در حالت "طرد" نسبت به "شامل بودن" خلق منفی بیشتر و افکار نشخواری مثبت کمتر دارند اما تمایل بالاتری برای پیوند جویی دارند و در اثرات کوتاه مدت (2)مردان در حالت طرد خصومت بالاتری دارند گرچه که نمرات پرخاشگری در حد نمرات هنجاری مردان می باشد. بنابراین رابطه معناداری بین طرد و جنسیت با افسردگی، اضطراب و هیجان مثبت وجود ندارد.

زنان در حالت "طرد" ( هم زنان مصرف کننده قرص ضد بارداری و هم زنان در فاز تخمک گذاری)گرچه در 20 دقیقه اول میزان بالاتری از کورتیزول را نسبت به گروه "شامل بودن" نشان می دهند, اما میزان کورتیزول نسبت به سطح پایه ای آن(هنجار) پس از اعمال استرسور افزایش معنادار و چشمگیر نشان نمی دهد.

روی هم رفته نتایج بیانگر آن است که بیشترین تاثیرات "طرد" محدود به اثرات در حوزه روانشناسی اند و نه در سطح فیزیولوژیک و نورواندوکرین(عصبی-هورمونی).


[http://www.aparat.com/v/9a7Bl]

منابع:

     https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/22331583                                                                                  

   https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/16817529 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ostracism ، cyberball ، neuroendocrine reactivity to ostracism ، Williams KD ، Zwolinski J. ، inclusion ، mintage30 ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 9 دی 1395 11:15 ب.ظ



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic